...راست دست نوشت
فقط واسه شیواجووووووووووووووووووووووون بی گمان كسانی را كه در روزهای نخست فروردین با لباس های قرمز رنگ و صورت سیاه شده در كوچه و گذر وخیابان می بینیم كه با دایره زدن و خواندن و رقصیدن مردم را سرگرم می كنند و پولی می گیرند بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب میر نوروزی و حاكم پنج روزه است كه تنها در روزهای جشن نوروزی دیده می شوند و آنان در شعرهای خود می گویند: حاجی فیروزه، عید نوروزه، سالی چند روزه. ابوریحان از مردی بی ریش یاد می كند كه با جامه و آرایشی شگفت انگیز و خنده آور در نخستین روز بهار مردم را سرگرم می كرد و چیزی می گرفت و هم اوست كه حافظ به عنوان میر نوروزی دوران حكومتش را بیش از پنج روز نمی داند. سخن در پرده مي گويم چو گل از غنچه بيرون آي كه بيش از پنج روزي نيست حكم مير نوروزي در قديم كه سرگرمي ها و امكانات شادي بخش اندك و محدود بود در دوره نوروزي، فردي كه به او مير نوروز مي گفتند جامهاي رنگين بر تن مي كرد، سوار چهارپايي مي شد، كيسه و كوله اي برمي گرفت و در كوچه و بازار به راه مي افتاد و با صداي رسا سخنان خنده آور و شادي آفرين مي گفت و موجب سرگرمي مردم مي شد. در هر خانه اي مي ايستاد و چيزي دريافت مي كرد و هر آنچه بود ، نقل و آجيل و شيريني در كيسه خود مي ريخت ومي گفت و مي خنديد و مي خندانيد و دل ها را شاد مي كرد. ميرنوروز ديروز عمونوروز امروز شايد پديده عمونوروز كه به ويژه در چند دهه پيش در ايران معمول بود شكلي ديگر از همان مير نوروز بوده باشد. عمونوروز نيز با كلاه و جامه اي رنگين و دايرهاي زنگي اما با رويي سياه شده از زغال يا رنگ در كوچه و خيابان به راه مي افتاد و اشعار كوتاه خندهآور مي خواند و سعي مي كرد تا دل مردم شاد كند و خود نيز چيزي بستاند و شاد شود. در حال حاضر اين رسم تا حد زيادي منسوخ شده و كمتر مورد توجه قرار دارد اما نواختن ساز و دهل در آغاز نوروز در كوچهها و محلههاي قديمي هنوز هرچند كم، اما متداول است. هفت سین با فرا رسيدن سال نو، سفره مبارك هفت سين را مي گسترانيم.سفرهاي از هفت گونه گياه و دانه و خوردني دلپذير. آب و آيينه، شمع و چراغ، نقل و نبات و گل و سبزه در آن مي نهيم، كتاب آسماني خود را مي گشاييم و در لحظه حلول سال نو در برابر سفرهاي از بركت الهي و به اميد رونق و بهبود و معيشتي بهتر دست به دعا برمي داريم. هفت شين برخي از محققان معتقدند كه پيش از اسلام، در اين سفره هفت شين مي گذاشته اند همچون شمع ، شيريني ، شير، شراب ، شهد و شاهدانه و يا هفت گياه چيدهشده سودمند به صورت هفتچين و يا هفت سيني از خوردني هاي مطلوب است اما قرن هاست كه در سفره عيد هر ايراني هفت گونه خوردني و سبزه كه حرف نخست آن سين است، چيده مي شود و آن چنان كه پيداست سخن بر سر حرف سين يا چين يا شين نيست بلكه محتواي سيني ها يا ظروفي كه خوردني در آن مي نهند اهميت دارد و محتواي ظرف ها نمادهايي در سفره هفت سين هستند. روايات گوناگون از هفت سين در گذشته عدد هفت خوش يمن ،مبارك و حتي مقدس تلقي مي شده است.هفتسین در مراسم نوروزی به روایتهای گوناگون به وجود آمده است، گروهی از پژوهشگران بر این باورند كه درجشن نوروز، میوهها ، شیرینیها و خوراکیها را در هفت عدد از سینیها میچیدند و بر سفره نوروزی میگذاشتند و آن را هفتسینی میگفتند که بعدها در طول زمان به هفتسین تبدیل شده است. گروهی دیگر چنین باور دارند که در زمانهای پیش و به هنگام نو شدن سال بر سفره نوروزی هفت شين مانند شیر، شکر، شیرینی، شربت، ... مي گذاشتند که به تدریج به هفتسین تبدیل شده است. گروهی دیگر بر این گمانند که ابتدا هفتچین یعنی هفت نوع چیدنی از درخت،بوده است که بعدها به هفتسین تغییر یافته است. چرا «هفت» در سفره هفت سين عدد هفت كه جمع سه و چهار است، نزد رياضيدانان به سبب شكل هندسي مثلث و مربع كه اشكال همگن و كامل به شمار مي آيند نمايانگر كمال و به شكلي نمادين، به مفهوم كثرت و تكامل است. هنگامي كه از عدد هفت، يا هفت هزار و... سخن گفته مي شود معناي زياد بودن مد نظر است. در ميان اقوام هند و اروپايي و همچنين هند و ايراني اين عدد خوش يمن و مبارك تلقي شده و در اساس، نقش اين عدد در فرهنگ ملت ها نقشي مثبت است. واقعيت هاي طبيعي، مشاهدهها و تجربههاي مردم در گذر زمان، نقش اديان الهي و باورهاي ديني مردم در توجه ويژه به عدد هفت بسيار اساسي است و از همين روست كه قرن هاست در آيين ها و رسم هاي ايراني نيز اين عدد جايگاهي ويژه دارد. در چيدن و آراستن سفره هفتسين نيز نقش اين عدد به خوبي آشكار است. نگاهي گذرا به واقعيت هاي طبيعي، كتب الهي، باورهاي مردم، هنر معماري، موسيقي، خط و نيز ادبيات ملل نشان مي دهد كه عدد هفت تا چه حد مورد توجه ويژه قرار دارد. در قرآن كريم و نيز نزد مسلمانان ايراني عدد هفت جداي از ساير عددها مورد توجه قرار دارد. در برخي از آيهها و سورههاي قرآن از عدد هفت نام برده شده است و نيز قرآن را مشتمل بر هفت موضوع دانستهاند. مناسك حج هفت مرحله دارد و نخستين قاريان نيز هفت نفر بودهاند. در كتاب هاي آسماني انجيل و تورات، بارها و بارها اين عدد با تأكيد تكرار شده است. همچنين نزد زرتشتيان هفت امشاسپند گرامي بوده و در آيين مهر هفت اختر معتبر بوده است. پيشينيان ما نيز زمين و آسمان را داراي هفت طبقه دانستهاند و به زمين هفت اقليم مي گفتهاند كه داراي هفت دريا بوده است. خلق جهان را در شش مرحله يا گاهنبار گفته اند و در روز هفتم كه پايان خلق جهان است به نيايش و جشن و سرور مي پرداخته اند؛ اين آيين هنوز مشاهده ميشود و ادامه دارد. حركت و تغيير شكل ماه در چهار هفته، وجود خوشه ستارگان يا خواهران هفتگانه و همچنين تكامل جنين در هفت ماهگي، رويش دندان كودك در هفت ماهگي، تغيير تكاملي نطفه به جوجه پس از سه هفته و... از مواردي است كه در طبيعت مورد مشاهده و توجه قرار گرفته اند. باورهاي ملت ها نيز نمايانگر توجه به عدد هفت و نقش آن است. در قديم مصريان به هفت ركن قدرت معتقد بودند، كلدانيها هفت طبقه كمال و بابليان هفت طبقه آسمان را باور داشتند، يونانيان به هفت خدا معتقد بودند، هندوان خدايان هفتگانه «آديتيا» را مي پرستيدند و روميان جشن بزرگ هفت مادر يا «سپتي ماترا» را برگزار مي كردند. بسياري از ملت هاي ديگر نيز متوجه اين عدد بودهاند. همچنين از عجايب هفتگانه جهان نام برده شده است. در موسيقي سنتي ايراني هفت دستگاه و در خط هفت شيوه نگارش تعيين كردهاند. در هنر و ادبيات نيز توجه هنرمندان و نويسندگان به عدد هفت آشكار است. در اساس بين اقوام هند و اروپايي و نيز ايرانيان و هندوان، عدد هفت خوش يمن و مبارك تلقي شده است و از همين روست كه در فرهنگ ايراني ما كه بنيانش بر باورهاي ديني استوار است در سفره عيد كه سفرهاي دلپذير و خوش يمن و سرشار از اميد به بهبودي و رونق بيشتر است، هفت سين چيده مي شود به اين اميد كه سال نو پر بركت و مبارك باشد. سرآغاز جشن نوروز، روز نخست ماه فروردين است و به دليل اينكه برخلاف سايرجشنها برابري نام ماه و روز را به دوش نميکشد بر ساير جشنهاي ايران باستان برتري دارد. در مورد پيدايي اين جشن افسانههاي بسيار است اما آنچه به آن جنبه رازوارگي ميبخشد آيينهاي بسياري است که روزهاي قبل و بعد از آن انجام ميگيرد. صورتكي سياه به نام حاجي فيروز اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگي و درهم ريختگي آغاز ميشود، حيرت انگيز نيست چرا که بينظمي يکي از مظاهر آن است. ايرانيان باستان نا آرامي را ريشه آرامش و پريشاني را اساس سامان ميدانستند و چه بسا که در پارهاي از مراسم نوروزي آنها را به عمد به وجود ميآوردند چنانکه دررسم بازگشت مردگان (از 26اسفند تا 5فروردين) عقيده داشتند که ارواح درگذشتگان باز ميگردند كه درآن افرادي با صورتکهاي سياه براي تمثيل در کوچه و بازار به آمد و رفت ميپرداختند و بدينگونه فاصله ميان مرگ و زندگي و هست و نيست را در هم ميريختند و قانون و نظم يک ساله را محو ميکردند. باز مانده اين رسم آمدن حاجي فيروز يا آتش افروز بود که تا چند سال پيش نيز ادامه داشت. رسم ميرنوروزي از ديگر آشفتگيهاي ساختگي رسم مير نوروزي، يعني جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح ،کسي را از طبقههاي پايين براي چند روز يا چند ساعت به سلطاني برميگزيدند و سلطان موقت ( برطبق قواعدي) اگر فرمانهاي بيجا صادر ميکرد، از مقام اميري بر کنار ميشد. حافظ نيز در يکي از غزلياتش به حکومت ناپايدار مير نوروزي اشاره كرده است: سخن در پرده ميگويم، چو گل از غنچه بيرون آي ،که بيش از چند روزي نيست حکم مير نوروزي خانه تكاني رسم ديرينه نوروز خانه تکاني نخست به درهم ريختگي، سپس به نظم و نظافت اشاره دارد. درگذشته تمام خانه براي نظافت زير و رو ميشد ودربعضي از نقاط ايران رسم بود که حتي خانهها را رنگ آميزي ميکردند و اگر ميسر نبود دست کم همان اتاقي که هفت سين را در آن ميچيدند، سفيد مي کردند، اثاثيه کهنه را به دور ميريختند و به جايش لوازم نو ميخريدند و در آن ميان شکستن کوزه را که جايگاه آلودگيها و اندوه هاي يک ساله بود واجب ميدانستند، ظرفهاي مسين را به رويگران ميسپردند ،نقرهها را جلا ميدادند، گوشه و کنار خانه را از گرد و غبار پاک ميکردند ،فرش و گليمها را از تيرگيهاي يک ساله ميزدودند و بر آن باور بودند که ارواح مردگان وفروهرها (ريشه کلمه فروردين) در اين روزها به خانه و کاشانه خود باز ميگردند و اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال ميشوند و براي باز ماندگان خود دعا ميفرستند وگرنه غمگين و افسرده باز ميگردند ازاين رو چند روز به نوروزمانده در خانه مُشک و عنبر ميسوزاندند و شمع و چراغ ميافروختند. در بعضي نقاط ايران رسم بود که زنها شب آخرين جمعه سال بهترين غذا را ميپختند و بر گور درگذشتگان ميپاشيدند و روز پيش از نوروز را که همان عرفه يا علفه و يا به قولي بي بي حورباشد به خانهاي که در طول سال ،درگذشتهاي داشت به پُرسه ميرفتند و دعا ميفرستادند و ميگفتند که براي مرده عيد گرفته اند. سبزه سبز كردن نماد بركت و باروري در گير و دار خانه تکاني و از 20روز به روز عيد مانده سبزه سبز ميکردند. ايرانيان باستان دانهها را که عبارت بودند از گندم، جو، برنج، لوبيا، عدس، ارزن، نخود، کنجد، باقلا، کاجيله، ذرت و ماش به شماره هفت( نماد هفت امشاسپند) يا دوازده (شماره مقدس برجها) در ستونهايي از خشت خام بر ميآوردند و باليدن هر يک را به فال نيک ميگرفتند و بر آن بودند که آن دانه در سال نو موجب برکت و باروري خواهد بود. خانوادهها به طور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (انديشهي نيک)، هوخت (گفتار نيک) و هوورشت (کردار نيک) سبز ميکردند و فروهر نياکان را موجب بالندگي و رشد آنها ميدانستند. پیش از تحویل سال نو باید سفره نوروزی آماده شود. در زمان گذشته این سفره را زیر ویجو پهن و پس از آغاز سال نو آن را به روی ویجو منتقل میکردند. سفرههای نوروزی یکی از آیینهای مشترک در مراسم نوروز در بین مردمی است که نوروز را جشن میگیرند. در بسیاری از نقاط ایران و برخی از نقاط افغانستان، سفره هفت سین پهن میشود. در این سفره هفت چیز قرار میگیرد که با حرف سین آغاز شده باشد مثل سرکه، سنجد، سمنو، سیب و ... تمامی هفت سینی که چیده میشود یک معناي خاص را نیز به همراه دارند به عنوان مثال سیب نماد زیبایی و تن درستی است، سنجد به روایتی نماد عشق و محبت است، سبزه سرسبزی زندگی، سمنو (سمنك) برکت،سکه رزق و روزی و سیر سمبل شفاء و سلامتی است. سفره هاي نوروزي در كشورهاي مختلف در کابل و شهرهای شمالی افغانستان، سفره هفت میوه متداول است. در این سفره، هفت میوه مانند کشمش سبز و سرخ، چارمغز، بادام، پسته، زردآلو و سنجد قرار مي گيرد. چیدن سفرهای مشابه با استفاده از میوه خشک شده، در بین شیعیان پاکستان هم مرسوم است. علاوه بر این، سفره هفت شین در میان زرتشتیان، و سفره هفت میم در برخی نقاط واقع در استان فارس در ایران متداول است. در جمهوری آذربایجان نیز بدون توجه به عدد هفت، بر روی سفرههای نوروزی خود، آجیل قرار میدهند. غذاهاي سفره هاي نوروزي غذاهای نوروزی یکی از متداولترین غذاهایی که به مناسبت نوروز پخته میشود، سمنو (سمنک، سومنک، سوملک، سمنی، سمنه) است. این غذا با استفاده از جوانه گندم تهیه میشود ودر بیشتر کشورهایی که نوروز را جشن میگیرند، این غذا طبخ میشود. در برخی از کشورها، پختن این غذا با آیینهای خاصی همراه است. زنان و دختران در مناطق مختلف ایران، افغانستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان سمنو را به صورت دستهجمعی و گاه در طول شب میپزند و در هنگام پختن آن سرودهای مخصوصی میخوانند. پختن غذاهای دیگر نیز در نوروز مرسوم است به طورمثال در بخشهایی از ایران، سبزی پلو با ماهی، در ترکمنستان نوروزبامه، در قزاقستان اویقی آشار، در بخارا انواع سمبوسه پخته میشود. به طور کلی پختن غذاهای نوروزی در هر منطقهای که نوروز جشن گرفته میشود، مرسوم است و هر منطقه ای غذاها و شیرینی های مخصوص به خود را دارد. جشن نوروز فقط در روز اول فروردین ماه برپا نمیشده بلکه چندین روز دوام مییافته. ابوریجان در التفهیم، پساز ذکر نخستین روز فروردین، نوشته: «و آنچه از پس او است پنج روز همه جشنها است و ششم فروردین ماه «نوروز بزرگ» است زیرا که خسروان بدان پنج روز حقهای حشم و کروهان بگزاردندی و حاجتها روا کردندی: آنگاه بدین روز ششم خلوت کردندی خاصگان را و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است از فرنامه و بدو فلک آغاز گردیدن» برخی در ضمن رسوم درباری، مدت این جشن را یک ماه دانستهاند و گروهی پنج روز اول را نوروز عامه و بقیه را نوروز خاصه نامیدهاند. بدیهی است که اگر فیالمثل در دربار شاهان ساسانی یک ماه جشن برپا میشده، این امر مستلزم آن نبود که همۀ مردم یک ماه تمام را جشن بگیرند بلکه در پنج روز اول همگی جشن برپا میکردند. نوروز خاصه را «نوروز بزرگ» و «جشن بزرگ» و «نوروز ملک» هم خواندهاند. نخستین پادشاهی که در دو قسمت نوروز عامه و خاصه را به هم پیوست و همۀ ایام ما بین آن را جشن گرفت هرمز پسر شاهپور بود. جشن سال نو نزد آریائیان این جشن در اصل یکی از دو جشن سال آریائی بود: آریائیان در اعصار باستانی دو فصل گرما و سرما داشتند. فصل گرما شامل بهار و تابستان و فصل سرما شامل پائیز و زمستان میشد. فصل سرما در اوستائی زیمه Zima و فصل گرما همه Hama خوانده شده. در زمانی بسیار کهن فصل سرما شامل ده ماه و فصل گرما شامل دو ماه بود، چنانکه در وندیداد فرگرد اول بند 2 و 3 آمده، ولی بعدها در دو فصل مزبور تغییری پدیدار گشت چه تابستان دارای هفت ماه و زمستان پنج ماه گردید، چنانکه این امر نیز در شرح بندهای نامبرده از وندیداد مسطور است. در هریک از این دو فصل جشنی برپا میداشتند که هر دو آغاز سال نو به شمار میرفته: نخست جشنی که به هنگام آغاز فصل گرما ـ یعنی وقتی که گلهها را از آغلها به چمنهای سبز و خرم میکشانیدند و از دیدن چهرۀ دل آرای خورشید شاد و خرم میشدند ـ و دیگر در آغاز فصل سرما که گله را به آغل کشانیده توشۀ روزگار سرما را تهیه میدیدند. نوروز و مهرگان از یک طرف میبینیم که در عهد هند و اروپائی سال از اول تابستان «انقلاب صیفی» و با ماه تیر آغاز میشده و دلیل آن لغت (میذیایری) است که اسم گاهنبار پنجم از شش گاهنبار (جشن) سال است. این جشن در حوالی «انقلاب شتوی» برپا میشده و معنای لغوی آن «نیمۀ سال» است. از بیان بندهشن پهلوی چنین بر میآید که (میذیایری) در اصل در حوالی انقلاب شتوی (اول جدی) و بنابراین اول سال در حوالی انقلاب صیفی (اول سرطان) و مطابق (میذیایری شم) بوده است. از سوی دیگر در مییابیم که در زمانی سال با اول تابستان شروع میشد ولی نه با تیرماه، بلکه با فروردین ماه ـ بیرونی، اول سال ایرانیان را در فروردین و در انقلاب صیفی میداند و اعیاد خوارزمی نیز مؤید این مدعا است. مسعودی در التنبیه و الاشراف گوید: «آغاز سال ایرانیان در اول تابستان و مهرگان در آغاز فصل زمستان بوده است.» در نوروزنامه منسوب به خیام آمده.: «فروردین آن روز [سی سال گذشته از پادشاهی گشتاسب که زردشت بیرون آمد] آفتاب به اول سرطان قرار کرد و جشن کرد.» در کتاب التاج منسوب به جاحظ آمده: «نوروز و مهرگان دو فصل سال هستند: مهرگان دخول زمستان و فصل سرما است و نوروز اذن دخول فصل گرما است.» مردمِ به جان آمده از خشكسالي براي نيايش و نماز و درخواست باران به بيابان رفتند و دست به دعا بردند و چون از ابر رحمت پروردگار باران باريد در دل ها شادي پديد آمد و مردم به شادماني پرداختند و به شكرانه اين نعمت، پس از آن هر سال بر روي يكديگر آب و گلاب پاشيدند. آب نماد پاكي در نوروز كم كم اين رسم به صورت آب پاشي در خانه و كوچه معمول شد و اكنون نيز چنين رسم است كه پيش از فرا رسيدن نوروز تا آنجا كه ممكن است خانه را شستشو دهند، بدن به آب بشويند و بر يكديگر گلاب بپاشند. در شب نوروز براي پاكي از گناه، تن خود را بشويند و آب بپاشند تا سال نو با فراواني آب، رونق كشاورزي و بهبود وضع معيشت آغاز شود. خانه تکانی یکی از آیینهای نوروزی است که مردم بیشتر مناطقی که نوروز را جشن میگیرند به آن پایبندند. در این آیین، تمام خانه و وسایل آن در آستانه نوروز گردگیری، شستشو و تمیز میشوند. این آیین در کشورهای مختلف از جمله ایران، تاجیکستان و افغانستان برگزار میشود. تقسيم روزهاي ماه فروردين: در عهد باستان مراسم جشن نوروز به مدت 21 روز برگزار ميگرديد كه در هر روز برنامهيي خاص انجام ميگرفت. 1. از اول تا روز سوم براي ديد و بازديد خويش... 2. از روز سوم الي روز ششم فروردين، ديد و بازديد همگاني و برگزاري جشن رپيثون. 3. از روز ششم الي روز نهم، براي اجراي جشن خوردادگان. 4. از روز نهم الي سيزدهم، بار عام شاهي براي پذيرفتن عموم طبقات هر يك بهنوبه خود بود. 5. ازروز سيزدهم الي روز نوزدهم، براي تفريحگاههاي خارج از شهر. 6. ازروز نوزدهم الي بيست و يكم، براي اجراي مراسم جشن فروردگان 7. روز بيست و يكم پايان جشن و مخصوص تفريح و گردش در خارج از شهر است(5). در يك تقسيمبندي ديگر، فروردين به شش قسمت تقسيم ميگرديد: 1. پنج روز اول به پادشاه و اشراف مربوط بود و آنها جشن ويژه داشتند. 2. پنج روز دوم براي بخشش اموال ودريافت هداياي نوروزي از طرف پادشاه. 3. پنج روز سوم متعلق به خدمتگزاران بود. 4. چهارمين پنج روز به خواص تعلق داشت. 5. پنج روز پنجم به لشكريان. 6. ششمين قسمت پنج روزه به رعايا اختصاص داشت(6). اين تقسيمبندي به قول جاحظ در المحاسن الاضد زمان جمشيد و به قول بيروني در آثارالباقيه بعد از جمشيد و بنا به نظر ذبيحالله صفا در زمان ساسانيان معمول بوده است. نقسيمبندي ديگر هم وجود داشته است كه به نوروز خاصه و نوروز عامه تقسيم ميشده. پنج روز اول را نوروز عامه و بقيه روزهاي نوروز را نوروز خاصه ميگفتند. فروردین از ریشه فرور و فرورد است که از یک واژۀ پارسی باستان به ما رسیده: در سنگ نبشتۀ بهستان (بیستون) داریوش بزرگ یکی از هماوردان خود را به نام فراورتی Faravarti یاد کرده. دومین پادشاه ماد نیز فرودتی نام داشته و پدر دیاکو سردودمان پادشاهان ماد هم که در 713ق.م به تخت شاهی جلوس کرد همین نام را داشته، فرودتی با واژۀ اوستائی فروشی Farvashi و پهلوی فروهر Farvahr برابر است. در اوستا فروشی یکی از نیروهای نهانی است که پس از درگذشت آدمی با روان و دین از تن جدا گشته به سوی جهان مینوی گراید. هیأت واژۀ (فروردین) از هیأت اوستائی در حالت اضافه در جمع مؤنث اتخاذ شده، چه در اوستا این ترکیب همیشه با واژۀ اشاون ashâvan آمده به معنی فرودهای پاکان، فروهرهای نیرومند پارسیان ـ بنابراین در کلمۀ فارسی (فروردین) مضافالیه آنکه (پاکان) باشد افتاده است. اما فروردگان مرکب است از همان فرورد و گان پسوند نسبت و اتصاف. این لغت به جشن ویژۀ ارواح در گذشتگان اطلاق میشده و آن هنگام نزول فروهران است از آسمان برای دیدن بازماندگان. نظیر آن در دیگر ادیان کهن و نو نیز دیده میشود و آن را (عید اموات) گویند. در نزد هندوان ستایش نیاکان (پیتارا Pitara) شباهتی به این جشن ایرانی دارد ـ رومیان نیز ارواح مردگان را به نام Manes خدایانی به تصور درآورده فدیه نثار آنان میکردند و معتقد بودند پس از آنکه تن به خاک سپرده شد، روان به مقامی ارجمند خواهد رسید، از اینرو در گورستانها، در ماه فوریه جشنی برای مردگان برپا میکردند و فدیه میدادند. بعضی مدت جشن فروردگان را پنج روز و برخی ده روز دانستهاند. این عید که اکنون پارسیان هند آن را «مقتات» مینامند در ایران به نام فروردگان و فروردیگان و معرب آنها فروردجان و فروردیجان از لغات پهلوی فردگان و پردگان و پردجان و به اصطلاح ادبی فروردکان نامیده شده و ریشۀ آنها از لغت اوستائی فرورتی و فروشی است که در بالا گذشت. بنابر مشهور، این عید ده روز بوده که در اصل عبارت بوده است از پنج روز آخر ماه دوازدهم با پنج روز الحاقی اندر گاه و در اواخر عهد ساسانیان و همچنین نزد اغلب زرتشتیان قرون نخستین اسلام پنج روز آخر ماه آبان با پنج روز اندرگاه که پس از آخر آبان میآمده است. از خود اوستا مستفاد میشود که این عید از زمان قدیم ده روز بوده است چه در «یشت 13 بند 49» مدت نزول ارواح را ده روز میشمارد ولی معذلک ممکن و بلکه محتمل است هنگامی که خمسۀ مسترقه در جلو دی ماه بوده پنج روز پایان اسفندارمذ، یعنی از 26 تا 30 آن ماه عید بازگشت ارواح به منازل خودشان بوده است و چون خمسه را بعدها به آخر اسفندارمذ نقل کردند بعضی چون فروردگان را در واقع آخرین پنج روز قبل از فروردین میدانستند همان خمسه را فروردگان شمردند و برخی دیگر بنابر همان سنت جاری قدیم پنج روز آخر اسفندارمز را فروردگان گرفتند و عاقبت چنانکه بیرونی نوشته: «از آنجا که این ایام در آئین مذهبی اهمیت بسیار داشته و از زرتشتیان نمیبایست فوت شود عمل به احتیاط کردند و هر دو پنج روز یعنی همۀ ده روز را جشن گرفتند.» فروردگان که در پایان سال گرفته میشد ظاهراً در واقع روزهای عزا و ماتم بوده نه جشن و شادی، چنانکه بیرونی راجع به همین روزهای آخر سال نزد سغدیان گوید: «در آخر ماه دوازدهم (خشوم) اهل سغد برای اموات قدیم خود گریه و نوحهسرائی کنند چهرههای خود را بخراشند و برای مردگان خوردنیها و آشامیدنیها گذارند و ظاهراً به همین جهت جشن نوروز که پس از آن میآید روز شادی بزرگ بوده (علاوه بر آنکه جشن آغاز سال محسوب میشده).» کلمۀ جشن هم که در این اصطلاح به کار رفته با (یشتن) پهلوی و (یزشن) پازند و (یسنا) و (یشت) اوستائی از یک ریشه و به معنی نیایش و ستایش و مجازاً برپا داشتن آئین و رسوم و تشریفات (اعم از سوگ و سور) است. در داستانهای ملی فردوسی که بدون شک مواد شاهنامۀ خود را معالواسطه از خداینامک و دیگر کتب و رسایل پهلوی اتخاذ کرده، و بکار می برد. پيشينه نوروز در عراق از نخستین روز تاسیس حکومت کنونی عراق در این کشور نوروز تعطیل رسمیبوده و یکی از اعیاد و روزهای مهم عراق محسوب میشده است.در زمان حکومت صدام حسین با وجود اینکه وی دشمنی سرسختانهای با آيینهای غیر عربی داشت، مراسم عید نوروز برگزار میشد. با سقوط رژیم بعث و تاسیس نظام جدید و نوپای فعلی در عراق نوروز اهمیت ویژهای در این کشور پیدا کرد. به گونهای که در نخستین روز بهار که مصادف با اول فرودین میشود، مقامهای سیاسی این کشور عید نوروز را به ملت عراق تبریک میگویند. آيين نوروز كردهاي عراق کردهای عراق در نوروز رسم دارند که اگر کسی در طول سال عزیزش را از دست داده باشد، در خانه خود میماند و اقوام و دوستانش برای به اصطلاح ابلاغ جای خالی عزیز از دست رفتهاش ،به دیدن وی میآیند. در میان کردهای عراق اقوام دیگری نیز وجود دارند که همانند کردها نوروز را برگزار میکنند.این قوم ایزدیها هستند که عموما در شمال عراق زندگی میکنند. دکتر خلیل جندی رشو، استاد دانشگاه گوتینگن آلمان، درباره جشن سال این اقوام میگوید: "جشن چهارشنبه سوری در واقع جشن اول سال ایزدیهاست که در بین ملتهای دیگر مثل ایرانیان نوروز خوانده میشود. ولی ایزدیها این جشن را هر ساله چهارشنبه سور یا چهارشنبه سرخ مینامند. این جشن در شب اولین چهارشنبه ماه آوریل که ایزدیها بر اساس نام ماههای سریانی نیسان میگویند، برپا میشود. ایزدیها در عید تخم مرغ رنگ میکنند، چرا که شکل تخم مرغ شبیه زمین است و رنگ کردن آن به این معنی است که میخواهند دنیا به این رنگها باشد و باعث سبزی دشت و صحرا شود. رسم جالب دیگر آنها این است که صبح زود سال نو به دشتها میروند و دست و روی خود را با قطرات شبنم مسح میکنند و باور دارند که اگر کسی مریض باشد با این عمل بیماریاش شفا مییابد. آرد نیز در جشن سر سال ایزدیها نقش مهمی دارد. آنها در شب جشن به دشت میروند و با آردی که با خود بردهاند ،خمیر درست میکنند. بعد دسته گلی در وسط این خمیر فروکرده و آن را بالای در خانههاشان آویزان میکنند. بدین معنا که بهار به خانه شان آمده است. همچنین زنان نانی به نام سوک میپزند که برای خیرات به گورستان میبرند. ایزدیها نیز مانند برخی از اقوام کرد آيینی را به جا میآورند که به آن طواف و گاهی نیز جمی میگویند. نخستین طواف در یک ده ایزدی به نام باشک وبخرانه در روز جمعه پس از چهارشنبه سور شروع میشود و پس از آن تقریبا در همه روستاهای ايزدي ها آغاز میشود. هرطواف کننده یک فرشته دارد که تنها ویژه ایزدیهاست. این طوافها تا آخر ماه ششم میلادی که ایزدیها به آن هزیران میگویند، ادامه پیدا میکند و این نشان نوروز دربین ایزدیهاست. آنها همچنين پس از سیزده روز دوباره جشن میگیرند که با سیزده بدر ایران قابل مقایسه است. عيد نوروز كه خاستگاه آن ايران باستان بوده است با توجه به تاثير فراوان و عميق فرهنگ ايران بر كشورها و ملل منطقه بويژه مناطق آسياي مركزي و قفقاز، جايگاه ويژه اي در ميان اين ملت ها يافته و بدين ترتيب تقريبا از يك هزار سال پيش به روسيه راه يافت. عيد نوروز چه در ميان اقوام بومي ساكن روسيه همچون لزگي ها، آوارها، اوستيايي ها و چه اقوام مهاجر همچون تاجيك ها، افغان ها، قرقيزها، ازبك ها، آذري ها و قزاق ها بصورت گسترده جشن گرفته مي شود. توجه به برگزاري منظم و باشكوه جشن نوروز در سال هاي پس از فروپاشي شوروي سابق چشمگير بوده و در پنج سال اخير نمايندگان بيش از 30 قوم و مليت از جمله ايراني ها، ترك ها و قزاق ها هر سال در ايام نوروز مراسم ويژه جشن و شادي بصورت دسته جمعي برگزار مي كنند. برپايي نمايشگاه آثار هنري در نوروز آيين رسمي جشن نوروزي در جمهوري فدراتيو روسيه هر سال از سوي فدراسيون مهاجران روسيه با حمايت شهرداري مسكو برگزار مي شود و در حاشيه آن نمايشگاه هاي آثار هنري كشورهاي شركت كننده داراي اين آيين كهن نيز برپا مي شود. توجه به عيد باستاني نوروز در ميان خود روس ها نيز در سال هاي اخير افزايش يافته و مردم اين كشور نوروز را به عنوان عيد آغاز بهار و شكوفايي طبيعت مي شناسند. تقارن نوروز با عيد بومي ماسلنيتا اين عيد با توجه به تقارن با عيدي بومي به نام 'ماسلنيتسا' در روسيه كه پيام آور آغاز بهار است، در ميان روسها مقبوليت خاصي دارد. در آيين ويژه برگزاري جشن 'ماسلنيتسا' مترسك ها را آتش مي زنند و اين نشانه رخت بستن سرما و زمستان و آغاز فصل بهار است. مردم ساكن در قلمرو اتحاد شوروي سابق هنوز خاطره تلخ ممنوع بودن برگزاري مراسم عيد نوروز در دوران پيش از استقلال را در ذهن دارند. ممنوعيتي كه مانع ترويج اين عيد بزرگ در ميان اقوام ساكن شوروي در سطح عمومي شده بود. با اين حال اقوام و مليت هاي ساكن شوروي توانستند در همان سال ها نيز در چارچوب محيط خانواده و محل زندگي آيين هاي جشن هاي ويژه عيد نوروز را زنده نگهدارند تا جايي كه امروز در برخي مناطق كشور پهناور روسيه بويژه منطقه قفقاز و ولگا همچون جمهوري هاي مسلمان نشين داغستان و تاتارستان عيد نوروز بصورت باشكوه جشن گرفته مي شود. دكتر 'نوري محمد زاده' مدير مركز ايران شناسي دانشگاه دولتي داغستان در اين زمينه مي گويد: برگزاري عيد نوروز در داغستان نشانگر تاثير عميق تاريخي و علاقه شديد مردم داغستان به تمدن كهن ايران است. چرا كه اين عيد از زمان ساسانيان در داغستان با شكوه و عظمت خاصي جشن گرفته مي شود. پروفسور 'محمد عبدوسلام اف' معاون رئيس دانشگاه دولتي داغستان نيز با اعلام اينكه اقوام مختلف ساكن داغستان با عشق فراوان آيين نوروز را جشن مي گيرند تاكيد مي كند كه عيد نوروز در اين جمهوري به يك سنت حسنه تبديل شده است. نوروز در منطقه ولگاي روسيه برخي از اقوام ساكن منطقه ولگاي روسيه، همچون 'باشقيرها' نيز، جشن نوروز را با تقليد از قبايل ايراني كه زماني در دره اورال زندگي ميكردند، جشن مي گيرند. از آيين هاي رايج جشن نوروز در اين منطقه روسيه آن است كه مردان جوان محصولات كشاورزي را براي درست كردن غذاي معمول و به دست آوردن جوايز جمع ميكنند و جوايزي نيز به برندگان مسابقات دو و آواز اهدا ميشود. در ميان برخي اقوام ساكن منطقه ولگا در روسيه نيز مراسم عيد نوروز با دعا براي آرام كردن نيروهاي طبيعت و ارواح نياكان براي اطمينان از سالي موفق شروع ميشود و علاوه بر غذاي معمول، هر خانواده براي جشن نوروز خوراك خاصي از آرد گندم سياه و بلغور جو درست ميكند. نوروز در جمهوري تاتارستان در جمهوري مسلمان نشين تاتارستان هم، نوروز كه تا پيش از انقلاب كمونيستي در سال 1917 بصورت گسترده جشن گرفته مي شد و در دوره حاكم شدن اتحاد جماهير شوروي ممنوع شد، در دو دهه اخير احياء شده است و شمار افرادي كه آن را جشن مي گيرند سال به سال افزايش مي يابد. البته برگزاري نوروز در اين منطقه روسيه، به روند مهاجرت از كشورهاي آسياي مركزي پيوند خورده است و آيين باستاني نوروز را تاجيك ها، قرقيزها، ازبك ها و تركمن ها بطور باشكوه و با آداب و سنن خود جشن مي گيرند. نوروز در ميان ازبك هاي روسيه ازبك هاي مقيم روسيه معمولا در ايام نوروز لباس هاي محلي به تن كرده و گروه هاي موسيقي براي اعلام از راه رسيدن بهار، ترانه هاي محلي را با ابزار آلات موسيقي سنتي مي نوازند. قرقيزها نيز در اين ايام لباس هاي ملي خود را به تن كرده و به آواز خواني و رقص هاي محلي مي پردازند. به گفته 'فريد محمتشين' رييس مجمع خلق هاي تاتارستان، نوروز در اين جمهوري به جشن ملي و اصلي ساكنان آن تبديل و عامل وحدت بخش ميان مردم منطقه شده است. وي معتقد است نوروز، باستاني ترين عيدي است كه تا امروز حفظ شده و قدمت آن به سه هزار سال پيش برمي گردد. به گفته محمتشين، در تاتارستان عموم مردم بر اين باورند كه نوروز نماد پيروزي نور بر تاريكي و نيكي بر شر است. در هر حال اينك جشن هاي ويژه نوروز در جمهوري فدراتيو روسيه به عاملي وحت بخش در ميان اقوام مختلف ساكن اين كشور تبديل شده است و اين وضعيت مي تواند الگويي براي همگرايي كشورهاي منطقه با تكيه بر يك عنصر فرهنگي كهن باشد. تايلنديها عيد نوروز را «سانگ ران» مينامند هرساله در روز 13 ماه آوريل يا 25 فروردين آغازميشود و به اين مناسبت جشنوارهاي به مدت سه روز برگزارميشود كه به «جشنواره آب» مشهور است. «سانگ ران» كه در زبان تايلندي به معناي حركت است فرصتي را براي گردهم آمدن اعضاي خانواده فراهم ميآورد تا به بزرگترهاي خانواده اداي احترام كنند. در اين مراسم بزرگترها با ريختن آب معطر بر روي دستان كوچكترها آنها را متبرك كرده و به خانه خويش ميفرستند. «سانگ ران» همچنين روزي براي يك پاكسازي بهاري است كه در آن براساس باورهاي مذهبي هرچيز كهنه و بياستفاده بايد دورانداخته بشود تا بدشانسي از صاحبش دور شود. مراسم پاشيدن آب به يكديگر يكي از مشهورترين آداب اين جشنواره پاشيدن آب به روي يكديگر است كه مردم تايلند با اين باور كه از اين طريق بدشانسيها را از يكديگر ميزدايند و سعادت و خوشبختي را جايگزين آن ميكنند. آنها همچنين به معابد مي روند تا ضمن عبادت براي راهبان معابد غذا ببرند. در اين روز تصاوير و مجسمههاي بودا را نيز تميز ميكنند و معتقدند اين كار براي آنانخوشبختي ميآورد. هرچند در اصل اين سنت آب ريختن به روي يكديگر به معناي احترام گذاشتن به يكديگر است اما با توجه به اينكه اين جشن در گرمترين ماه سال در تايلند برگزارميشود مراسم آب ريختن اين جشن را به مراسمي مهيج براي جوانان تبديل كردهاست كه در آن با انواع ظرفها يا تفنگهاي آبي اقدام به ريختن آب به يكديگر در خيابانها ميكنند. مردم چين طبق آيين هاي كهن به هنگام شب سال عيد نوروز كاغذهاي سرخ را بريده و به شيشهها و چارچوب پنجرهها ميچسبانند. کاغذها بايد به رنگ قرمز باشد وپيرترين زن خانواده بايد اين برشها را تهيه کند. آويختن كاغذهاي رنگي به پنجره ها چينيها عقيده دارند که اين کاغذها مي تواند روح شيطان را از آنان و خانوادهشان دور کند. امروزه اين رسم در چين تغيير کرده و انواع کاغذها به رنگهاي شاد و زيبا به پنجرهها آويخته ميشود. چيني ها عقيده دارند اين کاغذها سبب خوشبختي در سال نو مي شود. مردم ژاپن در عيد نوروز از جامه هاي سنتي خود (كيمونو) استفاده مي كنند. كيك موشي،غذاي نوروزي رسم پختن و خوردن کيک موشي يک رسم ديرينه در ميان مردم ژاپن است. کيک موشي آرد برنج پخته است که با هاون خميرشده و با مواد مختلفي همراه و خورده ميشود. امروزه در خانههاي کوچک کنوني جايي براي کوبيدن و پختن اين نوع کيک نيست. مردم از ماشينهاي کيکپز که ويژه موشيپزي است، استفاده ميکنند که به آن موشيتاکي ميگويند. در گذشته مردم ژاپن در هنگام فرار رسيدن بهار و عيد نوروز از جارو كردن جلوي درب خانه هايشان خودداري مي كردند زيرا معتقد بودند اين رسم موجب ماندگاري خير،بركت و سلامتي خواهد شد. نوروز در ويتنام اواسط بهمن ماه است. اين عيد به طور رسمي، سه روز است كه گاه ممکن است تا يک هفته کامل طول بکشد. آيين نوروزي در ويتنام مردم ويتنام در نوروز براي احترام به ارواح ،اجداد و بزرگان فاميل مراسم ويژه اي برگزار ميكنند. همچنين هدايايي از انواع غذا و اشياي زيبا ميان دوستان و همسايگان مبادله ميشود. ويتناميها ميکوشند خود را به خانه و جمع خانواده برسانند و کيک چهارگوش پرتقالي همراه با غذاهاي سنتي صرف کرده و در دعاي خانواده شرکت کنند. مرباي زرد رنگ نارگيل نيز تهيه ميشود. در بازارها انواع کاردستيها مانند درخت و انواع شکلات به اشکالي مختلف ساخته و عرضه ميشود که همه سمبلي از زندگي و آينده خوش است. دورهگردها در شهر با باري پر از هلو روي دوچرخهها روان ميشوند به حدي که خيابانها شبيه به جنگلي صورتي رنگ و درحرکت به نظر ميرسد. ويتناميها پيش از عيد، خانههاي خود را تميز ميکنند و لباسهاي نو ميپوشند و ادارات و مراکز تجاري با روبان و پارچههاي قرمز که تبريک سال نو بر آن نوشته شده، تزيين ميشود. مراسم نوروزدر ويتنام، هرساله صدها توريست خارجي را به اين كشور جلب ميكند. جشن نوروزي در تانزانيا در زنگبار (تانزانيا) به مراسم نوروز ، نوروزی گفته می شود. زنگی یک واژه فارسی است به معنی تیره رنگ، قهوه ای و سیاه، بار یعنی جایگاه ، محل، کاخ مانند و نیز به معنی ساحل، کناره و کرانه و زنگبار یعنی ساحل سیاهان و یا سرزمین سیاهان. غیر اعراب این واژه را ، به گویش " زنجبار" به کار می برند و اروپايیان آن را "زنزیبار" می خوانند. زنگبار، در سواحل شرقی قاره آفریقا قرار دارد و ایرانی ها از دوران هخامنشی ها با این بخش از آفریقا دررفت و آمد بازرگانی بوده اند. در زمانهای کهن ، به ویژه پس از یورش تازیان به ایران زمین ، گروه بزرگی از مردم شیراز به زنگبار، کوچ کردند و از همان زمانها ، آيین های ایرانی مانند نوروز را نیز با خود به همراه بردند و اینک سالهاست که نوروز جشنی شناخته شده به نام نوروزی در زنگبار می باشد. کدبان علی عطار، مستند ساز ایرانی می نویسد: در دوران پایانی سده ۱۹ و ابتدای سده بیستم ، دولت انگلستان جزیزه رنگبار را که در نزدیکی کرانه باختری آفریقا قرار دارد به تصرف خود درآورد و برای پیشبرد بخشی از کارهای فنی در آنجا ، گروهی از پارسیان هند را که در گجرات هندوستان زندگی می کردند استخدام و به آنجا فرستاد و به این ترتیب ۱۵۰ خانواده پارسی نیز در زنگبار ماندگار شدند وهمه ساله جشن ملی نوروز را برپا داشتند. نیاکان ترکمن عید نوروز را به عنوان سنبل و نماد زندگی دوباره، برکت ، مکنت ، سعادت و رفاه تلقی کرده اند. در ترکمنستان یکم و دوم فروردین مطابق با ۲۱ و ۲۲ ماه مارس هر سال به مناسبت عید نوروز تعطیل رسمی بوده و جشن های مختلف مردمی در سراسر این کشور برپا می شود. در کشور ترکمنستان، نوروز به نشانه احیاء آداب و رسوم دیرینه است . ترکمن ها آداب خاصی برای نوروز مانند غذاهای خاص نوروز و برپایی بازی ها و مسابقات گوناگون دارند. عید نوروز در ترکمنستان جشن کشاورزانی است که آذوقه مردم را تامین می کنند و به همین دلیل کشاورزان دامنه های کوه "کپت داغ" و کناره های آمودریا با عظمت خاصی نوروز را جشن می گیرند. پس از استقلال کشور ترکمنستان رییس جمهوری این کشور به منظور احیای رسم دیرین کشورکه از نسل های پیش وجود داشته ، سال نو را نوروزاعلام نمود و امروز عید نوروز به عنوان جشن ملی به رسمیت شناخته شده است. غذاهاي نوروزي مردم تركمنستان در این ایام با پختن غذاهای معروف نوروزی مانند نوروزکجه، نوروز بامه، سمنی (سمنو) و اجرای بازی های مختلف توسط جوانان ترکمن حال وهوای دیگری به این جشن و شادی می دهند. درایام نوروز مسابقات مختلفی در ترکمنستان برگزار می شود که می توان به مسابقات اسب دوانی، کشتی، پرش برای گرفتن دستمال از بلندی، و غیره اشاره نمود. اقوام مختلف نوروز را در اين كشور به شكل ها و در ابعاد متفاوت جشن مي گيرند و بيشتر آن ها نوروز را بدرقه فصل زمستان و پيشواز فصل بهار مي دانند. نوروز همانند ايران در ديگر مناطق آسياي مركزي و كشورهاي خاور نزديك جشن گرفته مي شود. طي روزگار متمادي جشن نوروز از لحاظ مضمون عميق تر و در ظاهر نيز از غنا و شكوه بيشتري برخوردار شده است. اين جشن از قرون گذشته تاكنون در شهرهايي مانند بخارا، سمرقند، خوارزم، خوقند و شهرسبز باشكوه و شوكت خاصي برگزار شده كه آثار آن را در لابه لاي صفحات تاريخ مي توان مرور كرد. با وجودي كه به علت عدم برگزاري جشن نوروز در دوران شوروي سابق (70 سال دوران كمونيسم)، اين مراسم ريشه هاي خود را از دست داده و كم رونق شده بود در آستانه استقلال برقراري مجدد جشن هاي مردمي توجه جامعه را به خود معطوف كرد. به همين علت در فوريه(اسفند) سال 1989 ميلادي در ازبكستان درباره تجليل 'جشن نوروز' تدابيري اتخاذ شد و به تصويب رسيد و در پي آن در مارس (فروردين)سال 1990 ميلادي جشن همگاني و مردمي 'نوروز' به عنوان روز تعطيل اعلام شد كه اين امر مورد استقبال مردم اين كشور قرار گرفت. تشکیل ستادهای برگزاری جشن های نوروز تدارك براي برگزاري جشن نوروز از دو تا سه ماه قبل آغاز مي شود. ستادهاي بزرگداشت جشن در كل كشور، استان ها، شهرها، مناطق و كارخانه ها ايجاد مي شوند و برنامه ها و تدابير لازم را براي استقبال از نوروز تعيين و آغاز مي كنند. پيش از برگزاري جشن شهرها و روستاها، محله ها، گذرها و كارخانه ها ظاهري عيدانه پيدا مي كنند. در آستانه نوروز كارهاي خيرخواهانه نظير كمك به نيازمندان، عيادت از بيماران و سالخوردگان صورت مي گيرد. آیین نوروزی در روز نوروز سمنك، حليم، سنبوسه اي گياهي از سبزيجات، بويژه آش پلو و طعام هاي گوناگون پخته مي شود. دختران لباس هاي زيبا مي پوشند و هنرمندان به نغمه سرايي مي پردازند. در همه جا آهنگ و نواي نوروز طنين انداز مي شود. به ويژه بچه ها با خوشحالي زياد مشغول بادبادك بازي مي شوند. در باغ ملي 'علي شير نوايي' شهر تاشكند نيز هر سال نمايش هاي زيبا و جالب نوروزي با حضور رييس جمهوري ازبكستان، نمايندگان سازمان هاي بين المللي و سفراي كشورهاي مختلف مقيم اين كشور برپا مي شود. هنرپيشگان با سرودها و نواها و آهنگ هاي دلنشين فرارسيدن بهار، احياي طبيعت، پاكي و پاكيزگي دل هاي انسان و آغاز كشت و كار بهاري را وصف و ترنم مي نمايند. بدين منوال نوروز كه زماني در حكومت شوروي مورد تعقيب و تحقير قرار داشت، در زمان استقلال رواج و رونق تازه اي پيدا كرد و با اهداف استقلال هماهنگ شد و از لحاظ مضامين و پيام هاي انساني باز هم غناي بيشتري يافت. جشن نوروز در حال حاضر براي مردم اين كشور عامل پاكسازي روح و روان با طبيعت، عامل تحكيم مهر و مروت، دوستي، همبستگي، برادري ميان مردم، ترويج آسايش و اتحاد ميان اقوام مختلف، حفظ ثروت هاي طبيعي و دعوت به ترويج آن و پاكسازي اماكن عمومي است. اقوام مختلف نوروز را در اين كشور به شكل ها و در ابعاد متفاوت جشن مي گيرند و بيشتر آن ها نوروز را بدرقه فصل زمستان و پيشواز فصل بهار مي دانند. نوروز همانند ايران در ديگر مناطق آسياي مركزي و كشورهاي خاور نزديك جشن گرفته مي شود. طي روزگار متمادي جشن نوروز از لحاظ مضمون عميق تر و در ظاهر نيز از غنا و شكوه بيشتري برخوردار شده است. اين جشن از قرون گذشته تاكنون در شهرهايي مانند بخارا، سمرقند، خوارزم، خوقند و شهرسبز باشكوه و شوكت خاصي برگزار شده كه آثار آن را در لابه لاي صفحات تاريخ مي توان مرور كرد. با وجودي كه به علت عدم برگزاري جشن نوروز در دوران شوروي سابق (70 سال دوران كمونيسم)، اين مراسم ريشه هاي خود را از دست داده و كم رونق شده بود در آستانه استقلال برقراري مجدد جشن هاي مردمي توجه جامعه را به خود معطوف كرد. به همين علت در فوريه(اسفند) سال 1989 ميلادي در ازبكستان درباره تجليل 'جشن نوروز' تدابيري اتخاذ شد و به تصويب رسيد و در پي آن در مارس (فروردين)سال 1990 ميلادي جشن همگاني و مردمي 'نوروز' به عنوان روز تعطيل اعلام شد كه اين امر مورد استقبال مردم اين كشور قرار گرفت. تشکیل ستادهای برگزاری جشن های نوروز تدارك براي برگزاري جشن نوروز از دو تا سه ماه قبل آغاز مي شود. ستادهاي بزرگداشت جشن در كل كشور، استان ها، شهرها، مناطق و كارخانه ها ايجاد مي شوند و برنامه ها و تدابير لازم را براي استقبال از نوروز تعيين و آغاز مي كنند. پيش از برگزاري جشن شهرها و روستاها، محله ها، گذرها و كارخانه ها ظاهري عيدانه پيدا مي كنند. در آستانه نوروز كارهاي خيرخواهانه نظير كمك به نيازمندان، عيادت از بيماران و سالخوردگان صورت مي گيرد. آیین نوروزی در روز نوروز سمنك، حليم، سنبوسه اي گياهي از سبزيجات، بويژه آش پلو و طعام هاي گوناگون پخته مي شود. دختران لباس هاي زيبا مي پوشند و هنرمندان به نغمه سرايي مي پردازند. در همه جا آهنگ و نواي نوروز طنين انداز مي شود. به ويژه بچه ها با خوشحالي زياد مشغول بادبادك بازي مي شوند. در باغ ملي 'علي شير نوايي' شهر تاشكند نيز هر سال نمايش هاي زيبا و جالب نوروزي با حضور رييس جمهوري ازبكستان، نمايندگان سازمان هاي بين المللي و سفراي كشورهاي مختلف مقيم اين كشور برپا مي شود. هنرپيشگان با سرودها و نواها و آهنگ هاي دلنشين فرارسيدن بهار، احياي طبيعت، پاكي و پاكيزگي دل هاي انسان و آغاز كشت و كار بهاري را وصف و ترنم مي نمايند. بدين منوال نوروز كه زماني در حكومت شوروي مورد تعقيب و تحقير قرار داشت، در زمان استقلال رواج و رونق تازه اي پيدا كرد و با اهداف استقلال هماهنگ شد و از لحاظ مضامين و پيام هاي انساني باز هم غناي بيشتري يافت. جشن نوروز در حال حاضر براي مردم اين كشور عامل پاكسازي روح و روان با طبيعت، عامل تحكيم مهر و مروت، دوستي، همبستگي، برادري ميان مردم، ترويج آسايش و اتحاد ميان اقوام مختلف، حفظ ثروت هاي طبيعي و دعوت به ترويج آن و پاكسازي اماكن عمومي است. در آلباني سلطان نوروز به عنوان يک جشن ملي هر ساله با شکوه برگزار مي شود. باشکوه ترين مراسم در تکيه اصلي بکتاشي ها در تيرانا و با حضور درويش بابا رشادي، رهبر فعلي آنان و شرکت مريدان برپا مي شود. مريدان بکتاشي يا آرشيک ها به زيارت گور رهبران پيشين که در باغ تکيه قرار دارد ،مي روند و با بابا رشادي يا کورجوش، ديدار مي کنند. صبح روز بيست و دوم مارس، مردم در باغ تکيه جمع مي شوند. در آغاز برنامه سرود ملي کشور نواخته مي شود.ﭙس از آن بابا رشادي با همراهي دراويش ديگر برنامه خواندن سرود سلطان نوروز را آغاز مي کند: خوش آمدي، خوش آمدي سلطان نوروز مرحبا مرحبا ! سلام سلطان نوروز تا آنجا که مي تواني بنگر ورق به ورق بخوان و در هستي تعمق کن.. خوش آمدي، خوش آمدي سلطان نوروز مرحبا مرحبا ! سلام! سلطان نوروز سپس نوبت به سخنراني بابا رشادي مي رسد.ﭙس از سخنراني، شعرهايي از نعيم فراشي شاعر آلباني که بکتاشي نيز بوده است، خوانده مي شود. نعيم فراشي نه تنها به زبان آلبانيايي شعر مي سروده است، بلکه به يوناني، ترکي و به زبان فارسي نيز شعر دارد. ديوان اشعار فارسي نعيم فراشي منتشر شده است. در اين ديوان شعري به نام بهار وجود دارد: نوبهارا! دلکش و جانﭙروري دختر نازک تن و سيمين بري روي خندان طبيعت روي توست بوي باغ و بوي گلشن بوي توست. بر زمين ما فرستادت خدا دستگيرت کرد بهر هر گدا بوي يار آيد مرا از بوي تو خوي او باشد ﭙديد از خوي تو اين زمين مرده از تو يافت جان زان همي بينم جهان را شادمان از سماوات آمدي اي نوبهار تا کني اين خاکدان را لاله زار مراسم سلطان نوروز با ديدار مردم با بابا رشادي و ديگررهبران فرقه ادامه مي يابد. به هر فرد درزمان خروج، لقوم (راحت الحلقوم) تعارف مي شود. مقصد نوروز امنيت و صلح در جهان اسلام پاکستانی ها بر این باورند که مقصد نوروز، امیدواری و در امن و صلح و آشتی نگهداشتن جهان اسلام و عالم انسانیت است تا آنجا که آزادی و آزادگی، خوشبختی و کامیابی، محبت و دوستی و برادری و برابری همچون بوی خوش گلهای بهاری در دل و جان مردمان جایگزین می گردد. نوروز در ترکیه مردم عثمانی که ترکیه امروز بخشی از آن امپراطوری بشمار می رود عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن می گرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که نوروزیه نامیده می شد جهت پادشاهان و درباریان تهیه می نمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه می شده که شفابخش بسیاری از بیماری ها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی می شده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در کنار شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه زهرا(س) دانسته اند. مردم عثمانی که ترکیه امروز بخشی از آن امپراطوری به شمار میرود ،عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن میگرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که نوروزیه نامیده میشد جهت پادشاهان و درباریان تهیه مینمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه میشده که شفابخش بسیاری از بیماریها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی میشده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان ،برخی روز مقدس در کنار شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی(ع) و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با حضرت فاطمه زهرا(س) دانسته اند. نوروز عيد رسمي تركيه نوروز تا نخستین سالهای تشکیل جمهوری ترکیه در میان ترکان این کشور برگزار میشد اما به تدریج این مراسم اهمیت پیشین خود را از دست داد وتا مدتها این جشن در مناطق کردنشین و در پارهای از مناطق شمال رسم و آئین نوروز موجودیت خود را حفظ کرد. اما در چند سال اخیر دولت ترکیه برگزاری این عید را به صورت رسمي اعلام کرده است تا جايیکه وزارت آموزش و پرورش ترکیه در اواسط ژانویه 2005 طی بخشنامه ای به مراکز آموزشی این کشور، خواهان برگزاری آئینهای ویژه عید نوروز به عنوان عید رسمیشد. در اساسنامه جدید آموزشو پرورش ترکیه، عید نوروز به عنوان عید رسمي این کشور پذیرفته و به مراکز آموزشی ابلاغ شد که از این پس در روز اول فروردین آئینهای فرهنگی و هنری برای بزرگداشت این عید برگزار شود. در این بخشنامه با اشاره به اینکه عید نوروز در کشورهای منطقه و آسیای میانه جشن گرفته میشود از مسئولان مراکز آموزشی خواسته شده است که عید نوروز را به عنوان یکی از عیدهای ملی به دانشآموزان معرفی کنند. علاوه بر این مسئله عید نوروز در شهرهای جنوب شرقی ترکیه، مانند دیاربکر، شانلی اورفا، ماراش و مرسین به صورت باشکوهی برگزار میشود که بیشتر منعکس کننده فولکلر مردم آن نواحی است. از ویژگیهای آن یکی نواختن پر سر و صدای سورنا و دهل و دیگری ایراد سخنرانیهای آتشین در کنار کپههای آتش است. این آئینها در میدانهای بزرگ و اصلی شهرها و روستاها برگزار. در خانهها پختن شیرینیهای خانگی و غذاهای خاص نوروز از سنتهای دیگر مراسم نوروزی است. جشن هولي همان جشن نوروز در ميان هنديان است. اين جشن بهمدت پنجاه روز در فصل بهار برگزار ميشود. هولي هنديان مانند بهار رنگارنگ است. آيين هنديان در جشن نوروز آيين اين جشن طي دو روز به انجام ميرسد. در روز اول غروب يا شبهنگام آتشي بزرگ روشن ميشود. قبل از آن، آتش بزرگ ديگري بر روي مکاني که از قبل آماده شده، روشن ميشود و تمثالي از هوليکا که از خيزران و بوريا ساختهشده ،در حرکتي دستهجمعي و منظم بههمراه خوانندگان و نوازندگان محلي بهوسيلهي برهمنها به محل حمل ميشود. تمثال در وسط آتش گذارده ميشود و دستيار برهمن هفتبار آنرا طواف ميکند و قبل از اينكه آنرا آتش بزنند، اشعاري را در ستايش هولي ذکر ميکند. در روز دوم از صبح تا ظهر مردم با هر عقيده مذهبي بر سر و روي دوستان و خويشان گرد رنگ ميريزند يا با آبفشان آب رنگي بر سر و روي هم ميپاشند. در غروب همانروز مردم شيريني تعارف ميکنند و دوستان سهبار همديگر را در آغوش ميگيرند و براي هم آرزوي خوشبختي ميکنند. اين جشن همزمان با ماه فوريه و مارس است و اصل آيين در دو روز برگزار ميشود. مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری میدانند و بر این باورند که در این روز ستارههای آسمانی به نقطه ابتدایی میرسند و همه جا تازه میشود و روی زمین شادمانی بر قرارمیشود. در شب سال تحویل تا شب قزیر صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه اش روشن میکند وخانه اش را خانه تکانی کرده و چون مردم قزاق باور بر این دارند که تمیز بودن خانه در آغاز سال نو باعث میشود افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نشوند. رسوم نوروزي براي جوانان در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقیمانده از گوشت اسب که «سوقیم» نام دارد غذایی به نام «اویقی آشار» همراه با آویز میپزند و در قبال آن آینه ، شانه و عطر هدیه میگيرند که آن را «سلت اتکیتر» مینامند. در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش را زین کرده و عروسکی که ساخته دست خودشان است با آویز زنگولهای به گردنش در ساعت سه صبح که ساعتی معین از شب قزیر است رها نموده تا از این طریق مردم را بیدار نمایند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام میکند. همچنین پختن غذایی به نام نوروز گوژه ( آش) که تهیه آن به معنی خداحافظي با زمستان و غذاهای زمستانی است و از هفت نوع ماده غذایی تهیه میشود در این ایام جزو آیین و رسوم این سرزمین میباشد. نوروز برای قزاقها بسیار مقدس بوده و اگر در این روز باران یا برف ببارد آن را به فال نیک گرفته و معتقدند سال خوبی پیش رو خواهند داشت. مسابقه نوروزي قول ترزاق مسابقات معروفی نیز در این ایام در قزاقستان برگزار میشود که مهمترین آنها «قول توزاق» است که بین گروههای مرد و زن برگزار میشود. اگر برنده زنها باشند قزاقها معتقدند آن سال خوب و پربرکتی است اگر مردها پیروز شوند آن سال نامساعد خواهد بود. از دیگر مسابقات میتوان به کوکپار برداشتن بز از مکانی مشخص توسط سواران، آودار یسپاق، قیزقوو و آلتی باقان اشاره نمود. در عصر نوروز نیز مسابقه آیتیس آغاز میشود که مسابقه شعر و شاعری است. عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز آن هم در روز اول یا دوم فروردین ماه است. اگر اسفند ۲۹ روز باشد اول فروردین و اگر ۳۰ روز باشد در روز دوم فروردین برگزار می شود. مراسم جشن این روز را در شهرها دولت تدارک می بیند و در روستاها بزرگان و ریش سفیدان در برگزاری آن دخالت دارند. مسابقات نوروزي در قرقيزستان در شهرها در میادین بزرگ و در روستاها در بیابان های اطراف این جشن برگزار می شود. در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی مثل بش بارماق، مانته برسک، و کاتما مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش می شود.دراین روز افزون بر جشن برگزاری یک سری مسابقات از قبیل سوارکاری و غیره نیز مرسوم است و به گونه چشم گیری در این روز مسابقات دنبال می شود و جوایز ارزنده ای به نفرات برتر داده می شود. نوروز در میان تاجیکان قرقیزستان بیش از ۱۰ میلیون جمعیت تا جیکستان، قرقیزستان و ازبکستان در وادی فرغانه زندگی می کنند. در کنار تاجیکها، قرقیزها و ازبکهای این وادی هم نوروز را جشن می گیرند و رسوم و آداب نوروزی مشابهی دارند از جمله در قرقیزستان بیش از ۵۵ هزار تاجیک زندگی می کنند. آنها عمدتا در مناطق جنوب-غرب این کشور سکونت دارند. اندرق از بزرگترین روستاهای قرقیزستان است، که مردمانش تاجیک هستند و به زبان فارسی تاجیکی صحبت می کنند. این جا یک منطقه کوهستانیست و این روستا در دامن سلسله کوههای ترکستان واقع است. دامداری و کشاورزی شغل اساسی مردم این روستاست. در یکی از دو مدرسه این روستا شاگردان به نوروز آمادگی می بینند یک هفته قبل از نوروز، صبح روزی که ما به این روستا آمدیم، همه جا را برف پوشانده بود. آمادگی ساکنان این روستا به نوروز چند روز پیشتر آغاز شده. اکرم جان کلانف و همسرش آییم نسا کلاناوا سالهای طولانی آموزگار بوده اند و اکنون بازنشسته هستند. خانواده آنها هم برای استقبال از نوروز آمادگی می بینند. آییم نسا کلاناوا در باره نوروز گفت: با نزدیک شدن نوروز ما حولی (حیاط) و خانه خود را تازه (تمیز) می کنیم. حرکت می کنیم همه جا سبز باشد، موافق امکان لباس نو برای خود آماده می سازیم تا در روز عید آن را به تن کنیم. مردم ما این جا به عید نوروز اعتقاد زیاد دارند. این خانواده برای تهیه سمنک یا همان سمنو گندم سبز می کنند محتشم، دختر آییم نسا کلاناوا با چند زن دیگر در اتاقی نشسته بودند. محتشم کلاناوا، آموزگار مکتب اندرق، در باره سبب نشستشان گفت: ما برای آن جمع آمدیم، که یکجا به عید نوروز طیّاری بینیم و یکجا سمنک بپزیم. یک چند روز است، ما برای سمنک گندم گذاشتیم و با نوبت آمده آن را نگاه و بین می کنیم این خانواده برای پختن سمنک گندم سبز می کند همه این زنها در سال ببر یا پلنگ تولد شده اند و امسال هم سال ببر محسوب می شود. طبق رسوم رایج در روستای اندرق، امسال مسئولیت تهیه غذاهای نوروزی برای همه مردم ده به عهده این زنهاست، که طالعشان ببر است اما هزینه آن را جوانان می پردازند. در این جا کودکان و نورسان هم برای نوروز از چند روز قبل آماده می شوند. در دو مکتب یا مدرسه روستا، که از جمله هفت مدرسه تاجیکی قرقیزستان محسوب می شوند، گروهی از شاگردان با کمک آموزگاران خود تمرین می کنند و شعر و ترانه های نوروزی می خوانند تا در روز جشن هنر خود را به اهل ده نمایش بدهند. معمولاً در روزهای جشن نوروز کودکان و نورسان این روستا سرگرمی هایی از قبیل خروس جنگي،تخم مرغ جنگک هم دارند. طبق رسوم رایج در روستای اندرق، امسال مسئولیت تهیه غذاهای نوروزی برای همه مردم ده به عهده این زنهاست که طالعشان ببر است این روستا بیش از شش هزار جمعیت دارد. امّا بسیاری از جوانان و مردان اندرق نوروز را معمولاً در خارج از کشورشان جشن می گیرند. همه ساله تا یک هزار نفر از ساکنان اندرق مثل روستاهای دیگر وادی فرغانه برای کار به روسیه مهاجرت می کنند.در فصل زمستان تعدادی از آنها به روستای خود برمی گردند و پس از جشن نوروز و گرم شدن هوا دوباره به روسیه می روند. در این روستا هیچ کارخانه ای فعال نیست. بعضیها از اندرق برای کار به شهر خجند، مرکز استان سغد تاجیکستان می روند، که تقریباً ۱۰۰ کیلومتر از این جا دور است. خودروها و سه چرخه های کهنه ساخت روسی و این وسایل سنّتی حمل و نقل بیانگر سطح زندگی مردم اندرق است. نظیرجان طاهرف، ريیس جمعیت تاجیکان ناحیه لیلک قرقیزستان دراین باره گفت:قیرقیزها هم نوروز را جشن می گیرند. آنها هم مانند ما، تاجیکها، به این عید آمادگی می بینند. عرف و عادتها، طعامهای نوروزی آنها و ما یک خیل است فقط ما تاجیکها، نوروز می گوییم، آنها ناوروز می گویند. هرچند تاجیکهای قرقیزستان توانسته اند رسم و سنّتهای ملّی خود به ویژه نوروز را حفظ کنند، امّا زبان مادری آنها ظاهراً با خطر نابودی روبروست. مثلاً در اندرق بیش از یک و نیم هزار شاگرد با کمبود کتب درسی به زبان فارسی تاجیکی مواجه هستند. مشرب الله یوسفف، مدیر مدرسه اندرق در این رابطه گفت: یکی از معمّاهای اساسی نرسیدن کتابهای تاجیکی است. برای رواج و رونق فرهنگ ملّی، اگر ما را با کتابهای درسی به زبان تاجیکی تأمین می کردند، بسیار خوب می شد.بیش از یک و نیم هزار شاگرد در روستای اندرق با کمبود کتب درسی به زبان فارسی تاجیکی مواجیه هستند تاجیکهای این روستا اکنون به دولت تاجیکستان چشم دوخته و امیدوارند، که مقامهای آموزش و پرورش این کشور به آنها کتابهای تاجیکی بفرستند. این تنها راه برای جلوگیری از بسته شدن این دو مدرسه تاجیکی از سوی مقامات قرقیز است. ساکنان اندرق از آن نگرانند، که فرزندانشان بدون آموزش زبان مادری ممکن است فرهنگ و سنّتهای ملّی، از جمله آیینهای ویژه نوروزی را، بتدریج فراموش کنند. با وجود اينکه فرهنگ ايراني از احترام ويژهاي در ميان لبنانيها برخوردار است اما عمده مراسم نوروز توسط کردهاي لبناني برگزار ميشود. هزاران کرد لبناني، هر سال عيد نوروز مصادف با اولين روز بهار و نو شدن طبيعت را به عنوان روز ملي همچون ديگر ايرانيان در درون و بيرون از ميهنشان، جشن ميگيرند. لبنان کشوري است که مردم آن به واسطه حضور پر رنگ فرهنگ غربي در کنار فرهنگ عربي - اسلامي، بسياري از آداب و رسوم کشورهاي غربي را در کنار آيينهاي اسلامي و عربي به اجرا در ميآورند اما شايد سخت باشد تصور کنيم که عيد نوروز در اين کشور جشن گرفته ميشود. اصولا بايد گفت که مردم لبنان، فارغ از انديشههاي سياسي، علاقه ويژهاي به ايران، ايرانيها و سنتهاي آنها دارند. نوروز براي کردها، از جمله کردهاي ساکن لبنان، دو معنا يا به عبارت ديگر، دو مناسبت همزمان محسوب ميشود: يکي «عيد آزادي» و ديگري «عيد بهار». به باور اين قوم ، 2706سال پيش، حاکمي مستبد به نام «ضحاک» که آشوري بود، در نينوا (موصل کنوني در عراق) بر کردها حکومت و به آنان ستم ميکرد. به گونهاي که بسياري از کردها از ترس ظلم و ستمهاي وي به کوهها پناه ميبردند. شخصيتي به نام «کاوه»، کردها را گرد هم آورد و آنان به رهبري وي بر ضحاک ستمگر شوريدند و کاوه جزو نخستين کساني بود که به کاخ آن حاکم بيدادگر حمله کرد و او را به قتل رساند. بدين ترتيب، کردها از بند ظلم ضحاک رها شدند و پس از رسيدن به نعمت آزادي، در ارتفاعات، کوهها و کوهستانها به جشن و شادماني پرداختند و با روشن کردن آتش، شادي خود را اعلام کردند. سنت روشن کردن آتش در شب نوروز به عقيده کردها، آن روز پيروزي مصادف با اول بهار بود و از اين رو کردها همه ساله اين روز را به عنوان «عيد بهار» جشن ميگيرند و به همين مناسبت، سنت روشن کردن آتش در شب نوروز هنوز در ميان کردها پابرجاست. در بيروت و ساير مناطق لبنان نيز کردها که بيشتر از مذهب شافعي تبعيت ميکنند، همين آداب و رسوم را به جا ميآورند. براي تفريح به ساحل درياي مديترانه يا کوههاي اطراف ميروند، به ديد و بازديد اقوام ميپردازند و سال نو را به يکديگر تبريک ميگويند. برخي جمعيتها و انجمنهاي کرد موجود در لبنان، چند سالي است که جشنوارههايي به مناسبت نوروز برگزار ميکنند، کردها را گردهم ميآورند و به طور گروهي به جشن و شادي ميپردازند. بيشتر کردهاي ساكن در لبنان کردهايي هستند که از سوريه، ترکيه، عراق و ايران به اين کشور مهاجرت کردهاند و جمعيت آنان حدود ۳۵ هزار نفر برآورد ميشود. به عبارت ديگر، حداقل 35 هزار نفر از مردم و ساکنان لبنان همه ساله نوروز را در نخستين روز بهار جشن ميگيرند. رشيد ملا، رئيس دفتر شبکه تلويزيوني ماهوارهاي کردستان در بيروت ميگويد: «برگزاري مراسم عيد نوروز و برپايي مراسم سنتي در لبنان در سالهاي اخير رواج و رونق بيشتري يافته است و کردهاي مقيم لبنان اکنون اهميت بيشتري به اين سنت ايراني ميدهند و آن را عيد ملي ميدانند.» وي در ادامه ميافزايد: «در گذشته، کردها در برخي کشورها اجازه برگزاري آيين جشن نوروز را به طور علني نداشتند و مجبور بودند مخفيانه نوروز را جشن بگيرند اما اکنون کشورهايي مانند عراق، سوريه و ترکيه همانند ايران اين روز را تعطيل رسمي اعلام کردهاند و اجازه ميدهند کردها عيد نوروز را به عنوان عيد مادر جشن بگيرند و آزادانه سنتها و آيين نوروزي خود را برگزار کنند. اين موضوع در لبنان نيز صادق است. کردهاي لبنان نيز ميتوانند آزادانه به برگزاري جشن و آيين نوروزي خود بپردازند.» رشيد ملا همچنين ميگويد: «جمعيتهاي کردي فعال در لبنان اهميت بيشتري نسبت به گذشته به برگزاري جشنها و جشنوارههاي نوروزي ميدهند. حزب روزگاري، مهمترين حزب کردي در لبنان است که طرفداران بسياري دارد و براي برپايي مراسم نوروز همتي ويژه دارد.» غير از حزب «روزگاري»، حزب دمکراتيک کردستان در لبنان نيز مهمترين فعاليت خود را سر و سامان دادن به وضع کردهاي مقيم اين کشور و زنده نگه داشتن روز ملي آنان يعني نوروز اعلام کرده است. بنابراين ميتوان گفت که در کنار کشورهاي ايران، عراق، ترکيه، افغانستان، سوريه، قزاقستان، آذربايجان، ازبکستان، قرقيزستان، پاکستان، مصر، هند، و ترکمنستان لبنانيها نيز جشن نوروز را برگزار ميکنند و براي آن مراسم برپا ميدارند. همچنين شماري از ايرانيان که در گذشته دور دست از ايران مهاجرت و در مناطق بعلبک در شرق لبنان و جنوب به ويژه شهر صور زندگي مي کنند نيز مراسم عيد نوروز را برگزار مي کنند. روشن کردن آتش در سپیده دم نوروز، یکی از قدیمترین آیینهای نوروزی ایران باستان، امروزه در قاسم آباد یزد برگزار میشود. در تاریکی سپیده دم صبح نوروز، خانههای قدیمی محله قاسم آباد یزد یکی بعد از دیگری روشن میشوند. هر خانواده و در پیشاپیش آنان زنان، سبزه، ظرفی پر از آب، یک سینی میوه که "ودرین" نامیده میشود، گلدانی از مورد و شمشاد، مجمر آتش و یک چراغ روغنی به بالای بام میبرند و در کنار هیزمهای از قبل آماده شده میگذارند. حدود ساعت پنج صبح سپیدی کلاه مردان زرتشتی در جرقههای آتش نمایان میشود. همزمان با بر افروختن آتش آهنگهای نوروزی که از بلند گو پخش میشود، سکوت قاسم آباد را میشکند. کیخسرو ماوندادی یکی از ساکنین محله قاسم آباد دلیل آتش افروزی بر بامها را توضیح میدهد. او بیاد میآورد که در گذشته اجرای این مراسم با موسیقی زنده همراه بوده است: "آتشی که در سپیده دم اورمزد برابر با اول فروردین بر روی بام افروخته میشود یک سنت کهن ایرانی است که در روستاهای زرتشتی نشین باقی مانده است. ما بر این باور هستیم که ده روز مانده به عید نوروز که پنجه کوچک آغاز میشود، با آنش افروزی روان درگذشتگان را به خانههایمان پذیرا میشویم. در پایان سال هم با آتش یعنی با نور و گرما آنها را بدرقه میکنیم و آب پشت سرشان میریزیم." "در آن زمانها پیرمردها- که روانشان شاد باشد، خدا بیامرز شدند- در پشت بام خانهها به صورت پراکنده با ساز و دف و آواز این مراسم را برگزار میکردند. بیاد میآورم در آن زمان ما خیلی دوست داشتیم که نیمه شب از خواب بیدار شویم و صدای گرم آنها را با صدای دف، ساز و سرنا بصورت زنده بشنویم. اما امروزه چون آنها دیگر زنده نیستند ما این موسیقی را به حالت نوار در آوردیم و این همان صدای سازی است که در صدا و سیما هم پخش میشود. هدف زنده نگه داشتن این سنت است." زرتشتیان معتقدند که روان یا به گفته آنان فروهر نیاکانِ درگذشته از ده روز پیش از نوروز به دیدار خانه و کاشانه پیشین خود میآیند و در صبح سال نو به محل اولیه خود بازمیگردند. آنها باور دارند عطر میوههایی که پاره میشوند، و بوی خوش اسپند و کندر که از آتش متصاعد میشود، همراه با زمزمه اوستا، روان نیاکان را که در حال ترک خانه خود هستند شاد میکند. وقتی سپیده صبح میدمد، صدای بلندگو خاموش میشود و شعلههای آتش فرو مینشیند، بخش آْئینی-دینی مراسم نوروز زرنشتیان در قاسم آباد یزد پایان مییابد و هر خانواده باقیمانده آتش خود را به آتشکده محله که به آن درب مهر میگویند، میبرد. در کوچههای قاسم آباد بر سر در هر خانه زرتشتی نشین شاخه ای سبز از درخت سرو یا شمشاد آویخته اند. علاوه بر آن در جلوی در خانهها سنجد و آویشن میریزند. آدابی که کیخسرو ماوندادی با مهمان نوازی و دید و بازدید روزهای نوروز مرتبط میداند و میگوید: "بعد از اینکه سال نو تحویل شد و روز اورمزد و فروردین ماه آغاز شد رسم بر این هست که در بالای سر درگاه هر خانهای که در آن زندگی وجود دارد یک سبزه یعنی مورد، سرو یا شمشاد را نصب میکنند. در پاشنه در خانه آویشن و سنجد میریزند که نشانه عشق و دوستی هست و بدون اینکه کسی با شما سخنی بگوید با زبان بی زبانی به شما خوش آمد گفته میشود." آتش افروزی بر بام خانههای قاسم آباد با تقویم دینی زرتشتیان ارتباط دارد. با این وجود، این آیین امروز در همه روستاهای زرتشتی نشین اجرا نمیشود. زمان بازگشت روان نیاکان به خانه خود در طول تاریخ پر فراز و نشیب زرتشتیان تغییر کرده است. در برخی مناطق آتش افروزی بر بام خانهها نه در ایام نوروز بلکه در اواسط تابستان انجام میشود. دکتر کتایون مزداپور، پژوهشگر و استاد دانشگاه علت این تفاوت زمانی را در گاهشماریهای گوناگون میداند: "روز نوروز که مطابق با تقویم قدیمی در حال حاضر در اوایل تابستان است را نوروز مردگان میگفتند. نوروز قدیمی که الان هم در اوایل تابستان جشن گرفته میشود در هند نیز وجود دارد. بیاد دارم که پدربزرگ ما همیشه در زمان این نوروز برای بزرگداشت درگذشتگان به دخمه میرفت و چیزهایی مثل میوه را همراه خود میبرد و به زمین میزد تا بوی آنها متصاعد شود. این نوروز برای مردگان بود اما نوروز اول فروردین نوروز فصلی و برای زندهها بود. در واقع دو جنبه دینی و جنبه ملی را از هم جدا کرده بودند و الان تقریبا دوباره با هم یکی شده است. در بعضی مناطق اعتقاد به اهمیت دینی دارند و فقط اهمیت آئینی صرف نیست. مثلأ در تفت در تابستان در نوروز آتش روشن میکنند و همانطور مراسم قدیم را نگه داشته اند. در حقیقت در جامعه زرتشتی یک تلفیق بین آئین ملی و آیین دینی هست که اینها را به هم انطباق میدهد." محله باغ خندان تفت از جمله مناطق زرتشتی نشینی است که بافت قدیمی خود را همچنان حفظ کرده است. مراسم پیشواز فروهرها و مراسم جشن نوروز در این روستا با قاسم آباد تفاوت دارد. اگرچه آتش افروزی بر بام خانهها ی این محل در روز نوروز اجرا نمیشود، اما برگزاری مراسم پنجه کوچک و پنجه بزرگ که از ده روز قبل از نوروز آغاز میشود، معمول است. روزهای پنجه بر اساس اندرزهای دینی از یک سو زمان بازگشت فروهر درگذشتگان برای دیدار از بستگان خویش است از سوی دیگر بر پایه منابع اساطیری و باورهای مردمی، آفرینش انسان در روز اورمزد یعنی اولین روز سال نو به پایان میرسد. در این روزها در بسیاری از خانههای زرتشتی مراسم گهنبار، یک نوع مراسم آیینی که شبیه خیرات است انجام میشود. در گهنبار موبدان آجیل خشک یا لرک و هفت میوه را با خواندن اوستا تقدیس و سپس بین مردم تقسیم میکنند. در روزهای پنجه و نوروز، زرتشتیان تفت در جلوی خانههای خود گل سفید میپاشند که به معنی باز بودن در خانه به روی مهمان است. این سنت در کشورهای آسیای میانه به این صورت باقی مانده که در روزهای پیش از نوروز کنده درختان را سفید میکنند. در مراسم "میله گل سرخ" در مزار شریف، هفت میوه خشک در آب ریخته میشود و در روز نوروز بر سفره نوروزی قرار داده میشود. بوی خوش و تمیزکردن خانه از دیگر سنتهایی است که برای استقبال از اجداد و نیاکان در ایام پنجه به آن توجه شده است. آنطور که رستم کاووسیان میگوید، خانه و کاشانه کثیف باعث آزردگی روان فروهر درگذشتگان میشود: "ما زرتشتیان به اورمزد و فروردین ماه که جشن تازه شدن طبیعت است بسیار اهمیت میدهیم و آن را بسیار نیکو میشماریم. در پیشاپیش آن خانه تکانیهائی انجام میدهیم و معتقدیم تمام زندگی ما باید پاک باشد. در شب عید حتما خانه تکانی باید انجام شود و اگر کینه و عداوتی داریم باید حل کنیم." "ما اسفند و کندر دود میکنیم، تا بوی خوش بیاید و وقتی فرشته و ملائکه مییایند و اجدادمان به خانه سرمیزنند، تمیز و پاک باشد و ما را دعا کنند و نه اینکه از کثافت ما را نفرین کنند." در آخرین روز پنجه بزرگ مراسم دینی پیش از نوروز به پایان میرسد. فرارسیدن بهار و آغاز سال نو برای زرتشتیان همانند همه ایرانیان، جشن رستاخیز طبیعت و لحظه فرا رسیدن شادی است. پس از تحویل سال، زن خانه آینه و گلاب پاش را بر میدارد و به اعضای خانواده تبریک و شادباش میگوید. عید دیدنی ساکنین باغ خندان در اولین روز از سال نو به شکلی خاص انجام میشود. در آغاز آنها دسته جمعی به درب مهر محل زندگی خود میروند و در کنار آتش، به نیایش و اوستا خوانی میپردازند. پس از آن دیداردسته جمعی از خانهها آغاز میشود. اولین دیدار نوروزی از خانواده ای شروع میشود که در سال قبل درگذشته ای داشته است. این مراسم که نو عید نامیده میشود، در سکوت برگزار میگردد. بر روی سفره نوروزی که مهمانان گرداگرد آن مینشینند، عکس درگذشته معمولا در کنار سبزه نوروزی قرار دارد. پرویز ورجاوند پژوهشگر فرهنگ زرتشتیان میگوید مراسم نو عید حضور نمادین شخص درگذشته در مراسم نوروزی است: "بازدید از خانه کسی که در گذشته ای دارد برای سوگواری نیست. همانطور که در تصوف ایرانی مسند شیخ یا پیر را حتی اگر خودش حضور ندارد انداخته میشود و همیشه احساس حضور آن پیر در جمع وجود دارد، در مراسم نوروزی هم وقتی یک نفر از خانواده ای درگذشت، به دیدن او میرویم یعنی او روحأ حضور دارد و چون درگذشته و بازگشته، مهمان عزیز ما است. ابتدا به خانه او و برای دیدنی او میرویم؛ نه بخاطر سوگواری و تسلی بازماندگان، بلکه حضور او را همان ادامه زندگی قبلی او میدانیم." پس از برگزاری مراسم نوعید، زرتشتیان با شادی و پایکوبی و نواختن ساز ضربی دایره مانند مخصوص خود که آنرا عربانه مینامند، به دید و بازدید خویشان و آشنایان میروند. میزبان که پیشاپیش میز نوروزی را با شیرینیهای مخصوص و شربت و چای برای پذیرایی آماده کرده است، در ابتدا برای مهمانان خود آینه و گلاب میگیرد. سپس پذیرایی با خوردن نقل آغاز میشود و همزمان ساز و آواز و پایکوبی ادامه مییابد. یکی از شیرینیهای مخصوصی که زرتشتیان حتما بر خوان نوروزی خود میگذارند کماج است. کماج شیرینی کیک مانندی است که به شیوه سنتی تهیه میشود. ماهدخت فروهر آن را از مهمترین شیرینیهای لازم برای این روزها میداند: "کماج نوروزی از آرد گندم، قدری گلاب،هل و دارچین، تخم مرغ و شکردرست میشود. اینها را با هم قاطی میکنیم، بعد روغن را در کماجدان داغ میکنیم و خمیر را درآن میریزیم و مغز پسته و بادام و گردو و کنجد روی آن میریزیم. این کماج شیرین و کماج نوروزی، یک رسم قدیمیست. نان هم میپزیم، اما در هر خانه ای اگر نان هم نپزند، پخت کماج برایشان واجب است. دم سال تحویل کماج باید باشد." خوان نوروزی زرتشتیان در طول تاریخ تغییر کرده است. گذاشتن اوستا و تصویر زرتشت بر سفره نوروزی اهالی باغ خندان، از تفاوتهای عمده آن با سفره هفت سین دیگر اقوام ایرانی است. پرویزورجاوند این سفره را در ارتباط با خوان مقدسی میداند که در ایران قدیم "میزد" نامیده میشده و کلمه میز به فارسی امروز از آن گرفته شده است. برای او تقدس نوروز در عدد هفت و لحظه تغییر سال است. نوروز جشن بهار است و در اصل جشنی ایرانی است که بیش از 3 هزار سال قدمت دارد. رقص در خیابان ها، دور کردن کینه ها و ستیزه ها و احترام و بزرگداشت دیگران از آیین های اصلی این جشن است. یک هفته تعطیلی نوروز در آذربایجان، پایتخت این جمهوری یعنی باکو را به مرکزی از نمایش های دیدنی و ارایه تولیدات هنری تبدیل کرده است. “مردم آذربایجان به سنت هایشان معروفند و در میان این سنت ها بدون تردید نوروز نقش ویژه ای دارد. این جشنی است که از دوران قبل از تاریخ برگزار می شده است. مردم همواره نوزایی طبیعت و نو شدن زندگی را جشن می گرفته اند. به همین دلیل است که جشن نوروز از دیرباز در درون مردم و در حافظه تاریخی و تکوینی آنها زنده مانده است. حتی در دوره هایی که برگزاری این جشن ممنوع بوده، مردم از آن پیروی نکرده و جشن را برپا داشته اند. در فاصله کوتاهی از باکو، در سکوت و آرامش طبیعت، شعله های آتشگاه که از گاز طبیعی می سوزد، سر به آسمان می کشد. برای هزاران سال، سرزمین آتش، مکان درهم آمیزی فرهنگ ها و ادیان مختلف بوده و مردم آذربایجان سنت های کهن آتش پرستی مربوط به نیاکانشان را حفظ کرده اند. در دوره های طولانی پیش از مسیحیت و اسلام، دین زرتشت مهمترین مرجع اندیشه و تفکر در این منطقه بوده است. پرستش گاه های آتش، شاهدی از دوران طلایی رواج دین زرتشت است که نشان می دهد آیین نوروز نیز در این دوران بوجود آمده است. کارشناس میراث فرهنگی یونسکو می گوید: “برگزارکنندگان این جشن تلاش می کنند، سنت های اصلی نوروز را حفظ کنند، اگرچه که هنرهای مردمی هیچگاه در اصالت خالص خود ساکن و بدون تغییر نمی مانند و درحال تکاملند.” “ این یکی از بهترین و شادترین جشن ها همراه با خوشمزه ترین غذاها در جمهوری آذربایجان است. فهرست غذاهای ما بیشتر کباب و غذاهای گوشتی است، اما برای تعطیلات نوروز، انواع شیرینی و میوه های خشک را نیز عرضه می کنیم. این خوردنی ها همه خوشمزه و پرکالری هستند.” مردم در هر محوطه ای توده های آتش می افروزند و دست در دست اعضای خانواده خود از روی آتش می پرند و می گویند: همه بدشانسی ها و تیره بختی های خود را در این آتش می افکنیم. نوروز، جشن ایرانیان از روزگاران کهن پر شکوه ترین جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است که روایت های تاریخ درباره پیدایش آن بسیار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردین یا « فرودگان » است که یاد آور اجداد و نیاکان ما بود و چنان می پنداشتند که در پنج شب ، روان پاک مردگان ، برای دیدار سامان زندگی و روزگار بازماندگان به زمین فرود می آیند و در خانه و آشیانه خویش سرگرم تماشا و دیدار می شوند . اگرخانه روشن و پاکیزه و باشندگان(ساکنان) آن آسوده و شاد باشند ، روان درگذشتگان مسرور و سر افراز برمی گردند. اما اگر جز این باشد، آنان اندوهگین وناراحت به جایگاه خویش باز می گردند و تا سال آینده چشم براه می نشینند. فردوسی بزرگ درباره ی پیدایش نوروز چنین میگوید: چو خورشید تابان میان هوا نشسته برو شاه فرمانروا به جمشید بر گوهر افشاندند مران روز را روز نو خواندند درباره ی پیدایش نوروز در روایتی دیگر چنین آمده است که نیشکر را جمشید در این روز یافت و مردم از پیدایش آن در شگفت شدند . پس جمشید دستور داد تا از ( شهد آن ) شکر ساختند و به مردم پیشکش کنند. از این رو ، آن را نوروز نامیدند. همچنین گفته شده که اهریمن ، بلای خشکسالی و قحطی را بر زمین فرو نشانید . اما جمشید به جنگ با اهریمن پرداخت و درپایان او را شکست داد . آنگاه خشکسالی، قحطی و گجستگی را بر روی زمین از ریشه بخشکانید و به زمین بازگشت با بازگشت وی درختان و هر نهال و چوب خشکی سبز شدند . پس مردم این روز را « نوروز » خواندند و هر کس به یمن و خجستگی در تشتی جو کاشت و این رسم سبزه نشانیدن در ایام نوروز از آن زمان به امروز بجای مانده است. سر سال نو هرمز فروردین بر آسوده از رنج روی زمین
بزرگان به شادی بیاراستند می و جام و رامشگران خواستند چنین جشن فرخ از آن روزگار بما ماند از آن خسروان یادگار نوروز در تخت جمشید و استوره ی آن: همانگونه که گفته شد‚ افزون بر ریخت دیوانی پارسه، یکی از کاربرد های دیگر تخت جمشید برگزاری جشن نوروز در آنجا بوده. در اینجا به برخی از فرنودهای استوره ای جشن نوروز خواهیم پرداخت.یکی از آنها باورمندی به فرود آمدن فروهرها در نوروز است. باور دیگر این است که در نوروز فروهر انسان از آسمان به زمین آمد و در کالبد انسان جای گرفت و در این روز فروهر درگذشتگان به زمین باز میگردد. (آیین خانه تکانی به گمان بالا انگیزه ی همین استوره بوده تا روانهای فرود آمده از هر گونه پلیدی و ناپاکی دور بمانند) در استوره دیگر آمده است نوروز نخستین روز پادشاهی جمشید پس از ساختن کاخی با شکوه است و استوره دیگر نوروز را روزی میداند که جمشید یگان های اندازه گیری را تایین نمود. یگان اندازه گیری درازا 1 بند انگشت (اینچ) در پارسه به کار میرفته که هر یگان آن برابر 2.2 سانتیمتر بوده. در خیام نامه آمده است : چون از امیری جمشید 421 سال گذشت ، جهان از او یکسره راست همی آمد .ایران و ایرانیان هم مطیع و مرید او شدند تا بفرمود گرمابه های بسیار ساختند و سیم و زر از معادن بر آوردند و دیبای ابریشمی بافتند که آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشنی بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردین آید ، آن روز را جشن گیرند. در میان تیره های آریایی که باشنده ی راستین ایران زمین بودند، جشن سال نو در به دو گونه زیر بوده است : آریاییها در روزگاران باستانی دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما دارای دو ماه و فصل گرما دارای ده ماه می شد . ولی پس از مدتی ، تابستان دارای هفت ماه و زمستان دارای پنج ماه شد . در هر یک از این دو فصل جشنی برگزار می کردند که هر دو این جشنها را آغاز سال نو گفته می شد. در جشن نخست که به هنگام آغاز فصل گرما یعنی به هنگامی که گله ها را از آغل به چمنهای سبز و خرم می کشانیدند و از دیدن چهره ی گرمابخش خورشید شاد می شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز می شد . در این روزها گله را به آغل باز می گرداندند و با توشه های اندوخته از آنها نگهداری می کردند . بر پایه گواهی ها و داده ها ، جشن نوروز حتی به هنگام تدوین بخش کهن اوستا نیز در آغاز بهار بر پا می شده و شاید به ریختی که اکنون بر ما نمایان نیست آن را در برج مزبور ثابت نگاه می داشتند . جشن نوروز شش روز پشت سر هم دنبال میشد و در این روزها ، فرماندهان بار عام می دادند و مهتران خاندان خود را به ترتیب می پذیرفتند و به حاضران عیدی می دادند . در روز نخست سال مردم زود از خواب برمی خواستند ، به کنار نهرها و کاریز ها و خود را می شستند و به یکدیگر آب می پاشیدند و شیرینی تعارف می کردند . پگاه پیش از آنکه سخنی گویند ، شکر یا عسل می خورند و برای نگهداری بدن از نا خوشی ها و بدبختی ها روغن به تن می مالیدند. ابزارهایی که در زمان جمشید پادشاه استوره ای ایران ساخته شد: جنگ افزارهای گوناگون: بفر کیی نرم کرد آهنا *** چو خود و زره کرد و چون جوشنا چو خفتان و تیغ و چو بر گستوان *** همه کرد پیدا بروشن روان بافتن پارچه و دوختن و شستن آن: زکتان ابریشم و موی قز *** قصب کرد پرمایه دیبا و خز بیاموختشان رشتن و تافتن *** بتار اندرون پود را بافتن چو شد بافته شستن و دوختن *** گرفتند از و یکسر آموختن خشت و گچ: بفرمود پس دیو ناپاک را *** بآب اندر آمیختن خاک را هر آنچ از گل آمد چو بشناختند *** سبک خشت را کالبد ساختند بسنگ و به گچ دیو دیوار کرد *** نخست از برش هندسی کار کرد ساختن گرمابه و کاخ: چو گرمابه و کاخهای بلند *** چو ایران که باشد پناه از گزند سیم و زر و یاقوت: بچنگ آمدش چند گونه گهر *** چو یاقوت و بیجاده و سیم زر پزشکی و درمان: پزشکی و درمان هر درد مند *** در تندرستی و راه گزند کشتی و دریانوردی: گذر کرد از آن پس به کشتی بر آب *** ز کشور به کشور گرفتی شتاب هر روزتان نوروز **** نوروزتان پیروز از آن بر شده فره بخـت اوی جهان انجمن شد بر تخت اوی مر آن روز را روز نو خواندند به جمشیـد بر گـوهر افشاندند بر آسوده از رنج تن، دل ز کین سرسال نو هرمـز فرودین بر آن تخت بنشست فیروز روز به نوروز نو شاه گیتی فروز می و رود و رامشگران خواستند بزرگان به شادی بیاراستنـد محمد بن جریر طبری نوروز را سر آغاز دادگری جمشید دانسته است : « جمشید علما را فرمود که آن روز که من بنشستم به مظالم ، شما نزد من باشید تا هر چه در او داد و عدل باشد بنمایید ، تا من آن کنم. و آن روز که بهمظالم [مجلسی که به شکایت مردم در باب ظلمهایی که بدانان شده، رسیدگی می شده]نشست ، روز هرمز بود از ماه فروردین ؛ پس آن روز رسم کردند.»
ابوریحان بیرونی ، پرواز کردن جمشید را آغاز جشن نوروز می داند: «چون جمشید برای خود گردونه بساخت ؛ در این روز بر آن سوار شد ، و جن و شیاطین او را در هوا حمل کردند و به یک روز از کوه دماوند به بابل آمد و مردم برای دیدن این امر به شگفت شدند پس این روز را عید گرفته و برای یادبود آن روز تاب می نشینند و تاب می خورند.»
به نوشته گردیزی: « جمشید جشن نوروز را به شکرانه این که خداوند گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان گرفت و سیصد سال بر این جمله بود ، برگزار کرد » و هم در این روز بود که جمشید بر گوساله ای نشست و به سوی جنوب رفت ، به حرب دیوان و سیاهان ، و با ایشان حرب کرد و همه را مقهور ساخت.
و سرانجام خیام می نویسد که « جمشید به مناسبت باز آمدن خورشید بهبرج حمل[هر یک از دوازده حصه ی منطقةالبروج، که اسامی آنها از این قرار است: 1- حمل 2- ثور 3- جوزا 4- سرطان 5- اسد 6- سنبله 7- میزان 8- عقرب 9- قوس 10- جدی 11- دلو 12- حوت ] قدما برای هر یک از برجهای دوازده گانه ی فلکی(منطقة البروج) قوه ی فاعله و منفعله قائل بودند ، یعنی آنها را گرم و سرد یا خشک و تر می پنداشتند، به همین جهت دوازده برج را به چهار دسته ، آبی ، آتشی ، بادی و خاکی تقسیم کرده بودند، که هر سه برج، به یکی از این تقسیمات تعلق دارد. برجهای آبی: برجهایی که دارای مزاجی سرد و ترند: سرطان، عقرب و حوت. برجهای آتشی: برجهایی که دارای مزاجی گرم و خشک اند: حمل، اسد و قوس. برجهای بادی: برجهایی که دارای مزاجی گرم و ترند: جوزا، میزان و دلو. برجهای خاکی: برجهایی که دارای مزاجی سرد و خشک اند: ثور، سنبله وجدی.]، نوروز را جشن گرفت: سبب نهادن نوروز آن بوده است که آفتاب را دو دور بوده ، یکی آنکه هر سیصد و شصت و پنج شبانه روز به اول دقیقهحمل باز آمد و به همان روز که رفته بود بدین دقیقه نتواند باز آمدن ، چه هر سال از مدت همی کم شود ؛ و چون جمشید ، آن روز دریافت (آن را) نوروز نام نهاد و جشن و آیین آورد و پس از آن پادشاهان و دیگر مردمان بدو اقتدا کردند.»
در خور یادآوری است که جشن نوروز پیش از جمشید نیز برگزار می شده و ابوریحان نیز ، با آنکه جشن را به جمشید منسوب می کند ، یادآور می شود که ، آن روز را که روز تازه ای بود جمشید عید گرفت ؛ اگر چه پیش از آن هم نوروز ، بزرگ و معظم بود.
گذشته از ایران ، در آسیای صغیر و یونان، برگزاری جشن ها و آیین هایی را در آغاز بهار سراغ داریم. در منطقه لیدی بر اساس اسطوره های کهن، به افتخار سی بل، الهه ی باروری و معروف به مادر خدایان، و الهه ی آتیس جشنی در هنگام رسیدن خورشید به برج حمل و هنگام اعتدال بهاری، برگزار می شد. مورخان از برگزاری آن در زمان اگوست شاه در تمامی سرزمین های یونان و لیدی و آناتولی خبر می دهند. به ویژه از جشن و شادی بزرگ در سه روز 25 تا 28 مارچ (4 تا 7 فروردین).
صدرالدین عینی درباره برگزاری جشن نوروز در تاجیکستان و بخارا (ازبکستان) می نویسد: «... به سبب اول بهار، در وقت به حرکت در آمدن تمام رستنی ها، راست آمدن این عید، طبیعت انسان هم به حرکت می آید. از این جاست که تاجیکان می گویند: حمل، همه چیز در عمل. در حقیقت این عید به حرکت آمدن کشت های غله، دانه و سرشدن (آغاز) کشت و کار و دیگر محصولات زمینی است که انسان را سیر کرده و سبب بقای حیات او می شود.
وی در جای دیگر می گوید: در بخارا «نوروز» را که عید ملی عموم فارسی زبانان بوده ، بسیار حرمت می کردند. حتی ملای های دینی این عید را که پیش از اسلام ، عادت ملی بوده بعد از مسلمان شدن هم را ترک نکردند ، حتی رنگ دینی اسلامی داده و از وی فایده می بردند. ولی برگزاری شکوهمند و همگانی این جشن در دستگاه های حکومتی و سازمان های دولتی و غیر دولتی و در بین همه قشرها و گروه های اجتماعی، بی گمان، از ویژگی های ایران زمین است که با وجود جنگ و ستیزها، شکست ها و دگرگونی های سیاسی، اجتماعی، اعتقادی علمی و فنی، از روزگاران کهن پا برجا مانده و افزون بر آن به جامعه ها و فرهنگ های دیگر نیز راه یافته است؛ در مقام مقایسه، امروز جامعه و کشوری را با جشن و آیین چندین روزه ای که چنین همگانی و مورد احترام و باور خاص و عام، فقیر و غنی، کوچک و بزرگ و بالاخره شهری و روستایی و عشایری باشد، سراغ نداریم.
نخستین محاسبه ی فصل ها، بی گمان در همه جوامع، با گردش ماه که تغییر آن محسوس تر و عینی تربود، صورت گرفت؛ اما به علت نارسایی ها و ناهماهنگی هایی که تقویم قمری، با تقویم دهقانی داشت، محاسبه و تنظیم تقویم بر اساس گردش خورشید انجام شد.
سال در نزد ایرانیان همواره دارای فصل نبود، زمانی شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه؛ زمانی دیگر تابستان هفت ماه (از فروردین تا آبان) و زمستان پنج ماه (از آبان تا فروردین) بود و سرانجام از زمانی نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسیم شد. گذشته از ایران: «سال و ماه سغدی ها، خوارزمی ها، سیستانی ها در شرق و کاپادوکی ها و ارمنی ها در مغرب ایران، بدون کم وزیاد همان سال و ماه ایرانی است.»
آغاز سال ایرانیان، هر چند زمانی دستخوش تغییر گردید ولی حمزه اصفهانی در کتاب «سنی ملوک الارض و الانبیاء» و ابوریحان بیرونی در «آثار الباقیه» می گویند که آغاز سال ایرانی، از زمان خلقت انسان (یعنی ابتدای هزاره هفتم از تاریخ عالم) روز هرمز از ماه فروردین بوده یعنی وقتی که آفتاب در نصف النهار، در نقطه اعتدال ربیعی و طالع سرطان قرار می گرفت عید همگی مبارک دوستتون دارم و این پیامک ها تقدیم شما... برین ادامه حک شده بود و تنها دو روز خط نخورده باقی مانده بود، پریشان شد. آشفته و عصبانی نزد فرشته مرگ رفت تا روزهای بیشتری از خدا بگیرد. داد زد و بد و بیراه گفت! (فرشته سکوت کرد) آسمان و زمین را به هم ریخت! (فرشته سکوت کرد) جیغ زد و جارو جنجال راه انداخت! (فرشته سکوت کرد) به پرو پای فرشته پیچید! (فرشته سکوت کرد) کفر گفت و سجاده دور انداخت! (باز هم فرشته سکوت کرد) دلش گرفت و گریست به سجاده افتاد ! ( این بار فرشته سکوتش را شکست و گفت:) بدان که یک روز دیگر را هم از دست دادی! تنها یک روز دیگر باقی است. بیا و لااقل این یک روز را زندگی کن! لابلای هق هقش گفت: اما با یک روز... با یک روز چه کاری میتوان کرد...؟ فرشته گفت: آن کس که لذت یک روز زیستن را تجربه کند، گوییکه هزار سال زیسته است و آن که امروزش را درنیابد، هزار سال هم به کارش نمیآید و آنگاه سهم یک روز زندگی را در دستانش ریخت و گفت: حالا برو و زندگی کن! او مات و مبهوت به زندگی نگاه کرد که در گودی دستانش میدرخشید. اما میترسید حرکت کند! میترسید راه برود! نکند قطرهای از زندگی از لای انگشتانش بریزد. قدری ایستاد، بعد با خود گفت: وقتی فردایی ندارم، نگاه داشتن این زندگی جه فایده ای دارد؟ بگذار این یک مشت زندگی را خرج کنم. آن وقت شروع به دویدن کرد. زندگی را به سرو رویش پاشید، زندگی را نوشید و بویید و چنان به وجد آمد که دید میتواند تا ته دنیا بدود، میتواند پا روی خورشید بگذارد و میتواند... او در آن روز آسمان خراشی بنا نکرد، زمینی را مالک نشد، مقامی را به دست نیاورد، اما... اما در همان یک روز روی چمنها خوابید، کفش دوزکی را تماشا کرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را دید و به آنهایی که نمیشناختنش سلام کرد و برای آنها که دوستش نداشتند از ته دل دعا کرد. او همان یک روز آشتی کرد و خندید و سبک شد و لذت برد و سرشار شد و بخشید، عاشق شد و عبور کرد و تمام شد! او همان یک روز زندگی کرد، اما فرشتهها در تقویم خدا نوشتند: او درگذشت، کسی که هزار سال زیسته بود . . .
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
جشن دهقان در روز اول سال
نوروز به مثابه سر آغاز فصل بهار ، با زندگی عينی مردم افغانستان پيوند داشته و بخش بزرگ از مردم اين کشور که کشاروز هستند، از آمدن فصل بهار و نوروز به گرمی استقبال کرده وصفحه جديدی از کار و فعاليت خود را آغاز می کنند، از اين روی کشاورزان با برگزاری مراسم ويژه ای از آمدن نوروز تجليل می کنند.دولتهای افغانستان در دورانهای مختلف، به طور رسمی در برگزاری جشن نوروز سهم می گرفته اند، اما در سالهای حاکميت طالبان، هر گونه مراسمی که با نوروز و رسوم باستانی آن پيوند داشت، ممنوع و کفرآميز خوانده می شد، طالبان حتی تقويم هجری شمسی را که نخستين روز سال در آن نوروز است، باطل اعلام کرده و سال قمری را رسمی اعلام کرده بودند.اما با توجه به آنچه در اين گفتار آمد، و با توجه به ژرفا و پهنايی که جشن نوروز به مثابه يک سنت پسنديده و پارينه ملی در تاريخ و فرهنگ افغانستان، دارد محال است که با ابراز عصبيت کسانيکه از مبدأ تاريخی و ارزشمندی فرهنگی آن آگاهی ندارند، نوروز از مردم افغانستان فاصله بگيرد و يا ازحافظه زمان محو شود.واقعيتهای زندگی انسانی و اجتماعی مردمان اين سرزمين توأم بااستقبال هميشگی شان از فصل بهار به مثابه موسم کشت و کار و غرص نهال ” نوروز “ را همواره گرمی خواهد داشت.اينک درآخرين بخش اين گفتار نوروزی، ابياتی چند از شاعران شيرين سخن حوزه تمدنی پارسی گوی را به استقبال از فصل بهار و جشن نوروز باستانی زمزمه می کنيم:
نوروز در افغانستان یا به عبارتی در بلخ و مرکز آن مزار شریف هنوز به همان فر و شکوه پیشین برکزار میشود. در روزهای اول سال همه دشتهای بلخ ودیوار و پشت بامهای گلی آن پر از گل سرخ میشود گویی بلخ سبدی از گل سرخ است یا به عبارتی مانند اجاق بزرگی که در آن لاله میسوزد این گل فقط در بلخ به وفور و کثرت میروید و از این رو جشن نوروز و جشن گل سرخ هر دو به یک معنی به کار میرود. در اولین روز عید نوروز علم امام علی با مراسم خاص و با شکوهی در صبح آن روز برافراشته میشود. با افراشته شدن آن جشن نوروز نیز رسما" آغاز میشود و تا چهل شبانه روز ادامه مییابد و در این چهل شبانه روز حاجتمندان و بیماران برای شفا در پای این علم مقدس به چله مینشینند. گفته شده بسیاری از بیماران لاعلاج در زیر همین علم شفا یافته اند. مردم این سرزمین بر این باورند که اگر بر افراشته شدن علم به آرامی و بدون لرزش و توقف از زمین بلند شود سالی که در پیش است نیکو و میمون است. از آیین و رسم نوروزی در سرزمین بلخ میتوان به شستشوی فرشهای خانه و زدودن گرد و غبار پیش از آمدن نوروز و انجام مسابقات مختلف از قبیل بزکشی، شتر جنگی، شتر سواری، قوچ جنگی و کشتی خاص این منطقه اشاره نمود. نوروز در ترکیه عثمانیان یا مردم ترکیه امروز عید نوروز را به عنوان یکی از معدود ایام جشن میگرفتند. در این روز حکیم باشی معجون مخصوصی که (نوروزیه) نامیده میشد جهت پادشاهان و درباریان تهیه مینمود که گفته شده است این معجون از چهل نوع ماده مخصوص تهیه میشده است که شفابخش بسیاری از بیماریها و دردها بوده و باعث افزایش قدرت بدنی میشده است. مردم این سرزمین نوروز را آغاز بهار طبیعت و شروع تجدید حیات و طراوت در جهان و برخی روز مقدس در مقابل شب قدر و شب برائت و برخی عامل اتحاد و همبستگی و حتی آن را زادروز امام علی و تعیین ایشان به خلافت و سالروز ازدواج ایشان با فاطمه دانسته اند. ![]()
اما نوروز ، پس از مرگ جمشید(جمشیدیان) نیز زندگی خود را دنبال کرد. نوروز از همه ی تاخت و تازهای مغولها، یونانیان، تازیان، ترکها و... جان سالم بدر برد. چرا که نوروز در خون مردمان آریایی جاریست.![]()
آغاز سال
مردم شناسان را عقیده بر این است که محاسبه آغاز سال، در میان قوم ها و گروه های کهن، از دوران کشاورزی، همراه با مرحله ای از کشت یا برداشت بوده و بدین جهت است که آغاز سال نو در بیشتر کشورها و آیین ها در نخستین روزهای پائیز، زمستان و یا بهار می باشد.
![]()
:ادامه حک شده:![]()
![]()

![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










